{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه قبیله من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

همه قبیله من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

مرا به شاعری آموخت روزگار آن گه
که چشم مست تو دیدم که ساحری آموخت.
دیدگاه ها (۷)

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

می‌برد هوش از سرم طره‌ی تاب‌دار تودوباره زنده می‌کند بوسه ی ...

هیچ کس جز تومرا نیست خریدار رضاوقت آن استبه این بنده نگاه ان...

و آن خالِ کوچک… آه، همان خالِ کوچک\! انگار خدا وقتی تو را آف...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

کهن شود همه ی کس رابه روزگار ارادتمگر مرا که همان عشق اولست ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

"ما با هم دو استکان چای نوشیدیم"و این جمله شعر نیست،استکان د...

خورشید جاودانه‌ی من! ای بهار من!ای آخرین پیامبر روزگار من!ای...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط