{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📝

📝

گاهی باید رفت ...
باید نسخه ی فاصله گرفتن را برایِ خود پیچید ...
باید از تمامِ بی مهری و بی انصافی های دنیا دور شد ...
باید جوری رفت ؛
که هیچکس نفهمد ...
کاش جایِ ساکتی برایِ تبعید شدن بود ...
این روزها ، شعور و احساسم درد می کند ،
هیچ جوره تابِ ماندنم نیست ...
خسته ام ؛
از تمامِ دنیا ...
از نقاب ها و موجوداتِ کوکی و آهنیِ این بازیِ تکراری ...
از چشم هایِ بیدار و اندیشه هایِ خوابیده ...
حالِ من خوب نیست ...
می خوابم ...
اگر خدا را این حوالی دیدید
بیدارم کنید ...
سرم برایِ مناظره با او
بدجور درد می کند ...
‌
👤 نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۳)

💙چقدر هوسِ پاییز کرده‌ام!چقدر دلم خیابان‌های نارنجی می‌خواهد...

کارشناس شبکه صدای آمریکا: اینگونه نیست که آمریکا به مراکز نظ...

🔴اگر آمریکا دنیا را مجبور کند پروازهای ایران را زمین‌گیر کند...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

فقرِ #عاشق، نداشتنِ #طلا و #خانه نیست؛ فقرِ او لحظه‌ای‌ست ک...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

عاشقانه های شبنم

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط