رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتم

رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتم
اما فرشتگان برایم باز فرستادند
معطر به عطر بهشتی...
تا هرگز یادم نرود؛
روزی همین رنجها بود که راه نجات را به من آموخت
همین رنجها بود که راه درست زیستن را به من هدیه داد.

رنجهایم را بوسه میزنم و در صندوق گنجهایم میگذارم؛
گذر زمان جواهرشان میکند.

از آنچه بر سرتان گذشته نهراسید
حتی فرار نکنید
بلکه دوستش بدارید.
همان گذشته بود که امروز شما را ساخته
امروز را دریابید تا فردایی خوش بسازید
و شاد زندگی کنید...

اولین روز آذرماه بخیر✋
دیدگاه ها (۶)

رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتماما فرشتگان برایم ب...

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردمولی اگر کار...

رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتم.اما فرشتگان برایم ...

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردمولی اگر کار...

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردمولی اگر کار...

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردمولی اگر کار...

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردمولی اگر کار...

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردمولی اگر کار...

تاوان حرف هایی که نمی توانیم بزنیم موهای سفیدی است که لابه ل...

تاوان حرف هایی که نمی توانیم بزنیم...موهای سفیدی ست که لابلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط