اللهم عجل لولیک الفرج بالقرآن وبدماء الشهدائنایاالله
🚩مطهری سیستان (2)🚩
«میرحسن» ستون فرهنگی لشکر «41 ثارالله»(مطهری سیستان) که بود؟
در سال 1364 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد و با رتبه عالی در رشته الهیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. در آذرماه 1364 در حالی که مشغول تحصیل بود برای سوم بار عازم جبهه شد. پس از گذراندن دورههای تخریب جهت آموزش عملیات آبی خاکی به یگان دریایی منتقل شد و کار با بیسیم را فرا گرفت.
در تاریخ 64/11/12 پس از تسویه حساب برای ادامه تحصیل به دانشگاه تهران بازگشت ولی از آن جا که دل کندن از جبهه برایش سخت بود به محض شنیدن خبر حمله ایران به منطقهی فاو؛ درس و دانشگاه را رها کرد و همان روز یعنی 21 بهمن ماه 64 به طرف فاو حرکت کرد و تا پایان عملیات و دفع کامل ضدحملههای دشمن در آن جا ماند.
در تاریخ 65/9/9 برای چهارمین مرتبه عازم جبهه شد و در گردان 409 مستقر شد و پس از آن که گردان 405 از نیروهای اعزامی زابل تشکیل شد، فرماندهی گروهان مالک اشتر را به عهده گرفت و برای انجام عملیات و بازپسگیری شهر فاو راهی منطقه شد.
چند روز از عملیات کربلای پنج گذشته بود که سردار حاج قاسم میرحسینی برادر وی و قائم مقام لشکر 41 ثارالله به شهادت رسید. میرحسن برای شرکت در خاک سپاری آن شهید بزرگوار عازم زابل شد و همزمان با حمله به عراق در منطقه فاو بار دیگر در جبهه حضور یافت.
دشمن دست به عملیات وسیعی زد. گروهان میرحسن که در شلمچه در سنگرهای کمین بودند با دشمن درگیر شدند و راه پیشرفت آنها را سد کردند اما دشمن یکی از محورهای دیگر خط را شکسته و از پشت سر، راه گردان 409 را بست و میرحسن و یارانش مانند یاران اباعبدالله حسین علیه السلام در محاصره کامل دشمن بعثی افتادند. آذوقه و مهماتشان تمام شده بود حتی آب برای نوشیدن نداشتند.
نیروهای گردان دور میرحسن حلقه زدند. به آنها گفت: مقاومت کنید شاید برایمان کمک برسد، ساعت 11 تا 12 ظهر در آن صحرای سوزان مردانه مقاومت کردند و جمع کثیری شهید شدند. سرانجام بعد از مقاومت جانانه به آرزوی دیرینه اش شهادت که در هر دعا آن را آرزو میکرد رسید.
در ابتدا تصور بر این بود که میرحسن اسیر شده, از این رو ایشان را مفقودالاثر اعلام کرده بودند تا سرانجام در تابستان 1374 پیکر مطهر شهید بر فراز دستهای همرزمان و دوستانش تشییع شد و به ارواح مطهر شهدای ولایت پیوست.
«میرحسن» ستون فرهنگی لشکر «41 ثارالله»(مطهری سیستان) که بود؟
در سال 1364 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد و با رتبه عالی در رشته الهیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. در آذرماه 1364 در حالی که مشغول تحصیل بود برای سوم بار عازم جبهه شد. پس از گذراندن دورههای تخریب جهت آموزش عملیات آبی خاکی به یگان دریایی منتقل شد و کار با بیسیم را فرا گرفت.
در تاریخ 64/11/12 پس از تسویه حساب برای ادامه تحصیل به دانشگاه تهران بازگشت ولی از آن جا که دل کندن از جبهه برایش سخت بود به محض شنیدن خبر حمله ایران به منطقهی فاو؛ درس و دانشگاه را رها کرد و همان روز یعنی 21 بهمن ماه 64 به طرف فاو حرکت کرد و تا پایان عملیات و دفع کامل ضدحملههای دشمن در آن جا ماند.
در تاریخ 65/9/9 برای چهارمین مرتبه عازم جبهه شد و در گردان 409 مستقر شد و پس از آن که گردان 405 از نیروهای اعزامی زابل تشکیل شد، فرماندهی گروهان مالک اشتر را به عهده گرفت و برای انجام عملیات و بازپسگیری شهر فاو راهی منطقه شد.
چند روز از عملیات کربلای پنج گذشته بود که سردار حاج قاسم میرحسینی برادر وی و قائم مقام لشکر 41 ثارالله به شهادت رسید. میرحسن برای شرکت در خاک سپاری آن شهید بزرگوار عازم زابل شد و همزمان با حمله به عراق در منطقه فاو بار دیگر در جبهه حضور یافت.
دشمن دست به عملیات وسیعی زد. گروهان میرحسن که در شلمچه در سنگرهای کمین بودند با دشمن درگیر شدند و راه پیشرفت آنها را سد کردند اما دشمن یکی از محورهای دیگر خط را شکسته و از پشت سر، راه گردان 409 را بست و میرحسن و یارانش مانند یاران اباعبدالله حسین علیه السلام در محاصره کامل دشمن بعثی افتادند. آذوقه و مهماتشان تمام شده بود حتی آب برای نوشیدن نداشتند.
نیروهای گردان دور میرحسن حلقه زدند. به آنها گفت: مقاومت کنید شاید برایمان کمک برسد، ساعت 11 تا 12 ظهر در آن صحرای سوزان مردانه مقاومت کردند و جمع کثیری شهید شدند. سرانجام بعد از مقاومت جانانه به آرزوی دیرینه اش شهادت که در هر دعا آن را آرزو میکرد رسید.
در ابتدا تصور بر این بود که میرحسن اسیر شده, از این رو ایشان را مفقودالاثر اعلام کرده بودند تا سرانجام در تابستان 1374 پیکر مطهر شهید بر فراز دستهای همرزمان و دوستانش تشییع شد و به ارواح مطهر شهدای ولایت پیوست.
- ۳.۶k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط