#حکایت میگویند روزی رضا شاه پهلوی در راه سعد آباد پیر مرد

#حکایت میگویند روزی رضا شاه پهلوی در راه سعد آباد پیر مرد پیاده ای را دید و سوار اتومبیل خودش کرد و به مقصدش که تجریش بود رساند.
هنگامی که پیر مرد از اتومبیل پیاده شد ، رضا شاه صد تومان هم به او انعام داد ،
پیر مرد به رضا شاه گفت : قربانت بشوم من صد تومان شما را نمی خواهم
فقط امر بفرمایید تنها فرزندم را که به خدمت نظام برده اند معاف کنند که بدون کمک او چرخ زندگی مان لنگ مانده است!
رضا شاه گفت : پدر جان ؛ این صد تومان را ببر به آن پدر سوخته ها رشوه بده حتما پسرت را معاف میکنند! #بخون
#فردوس_برین
دیدگاه ها (۱)

روزی رضا شاه پهلوی در راه سعد آباد پیر مرد پیاده ای را دید و...

🔴رشوه‌خواری سیستماتیک🔹مخبرالسلطنه، نخست وزیر رضاخان مینویسد:...

میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای ...

میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای ...

تقدیم به ساحتش أعوذُ من کُرُباتِ السَّواحَل المَنحوسبه چشم‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط