"سیمین بهبهانی"
"سیمین بهبهانی"
من اگر مرد بودم ،
و دست زنی را می گرفتم...
پا به پایش فصل ها را قدم می زدم...
و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم...
تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد...
شما زن ها را نمی شناسید...
زن ها ترسو اند...
زن ها از همه چیز میترسند..
از تنهایی ،
از دلتنگی ،
از دیروز ،
از فردا ،
از زشت شدن ،
از دیده نشدن ،
از جایگزین شدن ،
از تکراری شدن ،
از پیر شدن ،
از دوست داشته نشدن...
و شما برای رفع این ترس ها...
نه نیازی به پول دارید...
نه موقعیت و نه قدرت...
نه زیبایی و نه زبان بازی...
کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید...
کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید.
من اگر مرد بودم ،
و دست زنی را می گرفتم...
پا به پایش فصل ها را قدم می زدم...
و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم...
تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد...
شما زن ها را نمی شناسید...
زن ها ترسو اند...
زن ها از همه چیز میترسند..
از تنهایی ،
از دلتنگی ،
از دیروز ،
از فردا ،
از زشت شدن ،
از دیده نشدن ،
از جایگزین شدن ،
از تکراری شدن ،
از پیر شدن ،
از دوست داشته نشدن...
و شما برای رفع این ترس ها...
نه نیازی به پول دارید...
نه موقعیت و نه قدرت...
نه زیبایی و نه زبان بازی...
کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید...
کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید.
- ۱.۸k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط