{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها با فکر او دیوانه ام، شب بیشتر..

روزها با فکر او دیوانه ام، شب بیشتر..
هر دو دلتنگ همیم اما من اغلب بیشتر..

باد می گوید که او آشفته گیسو دیدنی ست..
شانه می گوید که با موی مرتب بیشتر..

تا مرا بوسید گفتم: آه ترکم کن، برو...
عمق هذیان می شود با سوزش تب بیشتر..

حرفهایش از نوازش های او شیرینتر است..
از هر انگشتش هنر می ریزد از لب، بیشتر..

یک اتاق و لقمه ای نان و کمی آغوش او...
من چه می خواهم مگر از این مکعب بیشتر؟

#سید_سعید_صاحب_علم
دیدگاه ها (۴)

روزها با فکر او دیوانه ام شب بیشتر هر دو دلتنگ همیم، اما من ...

روزها با فکر او دیوانه ام، شب بیشتر!هر دو دلتنگ همیم اما من ...

#روزها_با_فکر_او_دیوانه‌ام_شب_بیشترهر دو دلتنگ همیم اما من ا...

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم، اما من ...

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم، اما من ...

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم، اما من ...

....روزها با فکر او دیوانه ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم اما ...

هر دو دلتنگ همیم اما من اغلب بیشتر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط