نؤر ٱمید میتابد در ٱوج بیٱمیدی .
نؤر ٱمید میتابد در ٱوج بیٱمیدی .
همانطوری رسیدن دوباره ما بهم که محال بود
گمان میکردم دیگر هیچوقت قرار نیست آتش عشقت در قلب مں شعلهور شود . تنها خاڪستری از آنہمه عشق باقی مانده بود و نفرتے بود که ٱو ٮـسبت به من داشت . اما سپس از میان آن خاکستر اتشی کوچک روشن شد و هیزم های احساساتت اندڪ اندڪ آتش را شعلهور کردند . و من غافل از اینکه قرار است در ان اتش بسوزم گذاشتـم قلٮـم فدایت شود.
همانطوری رسیدن دوباره ما بهم که محال بود
گمان میکردم دیگر هیچوقت قرار نیست آتش عشقت در قلب مں شعلهور شود . تنها خاڪستری از آنہمه عشق باقی مانده بود و نفرتے بود که ٱو ٮـسبت به من داشت . اما سپس از میان آن خاکستر اتشی کوچک روشن شد و هیزم های احساساتت اندڪ اندڪ آتش را شعلهور کردند . و من غافل از اینکه قرار است در ان اتش بسوزم گذاشتـم قلٮـم فدایت شود.
- ۷۶۹
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط