{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن حرف تلخ تو ،بی آب و دانه بود

آن حرف تلخ تو ،بی آب و دانه بود
یادم نمی رود، چون که بهانه بود

یک واژه ی جنون ،در نای من شکفت
آن گه که گفتمش،ترک زمانه بود

تا آمدم به خویش ،مثل صدا گذشت
تا چشمه دیدمش،چشمه دوانه بود

می سوزم از جگر،با شعله ی خموش
با شور و شعر تر، او شاعرانه بود

امواج در خروش ،سیلاب غم بس است
حرفی نزن خموش،او جادوانه بود

دم بر نیاوری ، بغضی نپروری
از او که بگذری ،بیتت ترانه بود

ماهی در آب عشق ،تا کی شنا کنی؟
آبت به گل نشست ،دریا کرانه بود

لیوان دل شکست،با آب سرد او
حاصل به جز ترک،اشک شبانه بود

این قصه هم گذشت،عشقی که بر نگشت
گرچه به پشتش آب،رودی روانه بود

تقصیر او نبود ،نفرین او کنم
آذر به بذر وزن ،گفت او جوانه بود

مجنون اگر شکست، لیلی بهانه بود
دنیا از اولش ،دیوانه خانه بود
دیدگاه ها (۲۳)

برای آرامش هم دعا کنیمبرای قضاوت نکردنبرای زرنگی نکردنبرای د...

اینم یه عکس از آب و هوای بارونی امشب مشهد,, بعد چند روز گرم...

خدایا ..من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی که...

ما گره خورده به گیسوی رضاییم فقطدر کمند خم ابروی رضاییم فقطه...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

نيمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال،پرسه ا...

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

#شاهنامه #۵۷ #کیخسروافزاسیاب به پیران گفت که پسر سیاوش را با...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

#متن دکلمه عشق تلخ از مازیار مقدم#نیمه شب آواره و بی حس و حا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

#اکوان_دیو#شاهنامهروزی کیخسرو با بزرگانش مجلسی آراسته بود و ...

💙شما يادتون نمياد ولى قديما يه چیزی بود بهاسم "پرينت تلفن" ك...

یادگیری بنویسید ☕ 🥀 ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط