حماسه علی اکبر علیه السلام در روز عاشورا
اثر استاد حسن اسماعیل زاده چلیپا
نبرد حضرت علی اکبر بن حسین (ع)
علی بن حسین از همه خوشسیماتر بود. سپس از پدرش اجازه نبرد خواست. امام (ع) به او اجازه داد و سپس با ناراحتی به او نگاه کرد، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود و گریه میکرد. (تسلیة المجالس) روایت شده است که او روی خود را به سمت آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! شاهد باش که این مردان، جوانی را که از نظر اخلاق و گفتار به پیامبر تو شبیهتر است، به سوی آنها میفرستند. هر زمان که میخواستیم چهره پیامبرت را ببینیم، به او نگاه میکردیم. خدایا! نعمتهای زمین را از آنها دریغ کن و بین آنها اختلاف بینداز و آنها را پراکنده کن. سیاست آنها را تحقیر کن و کاری نکن که مورد رضایت رؤسایشان قرار گیرند، زیرا آنها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، سپس به ما حمله کردند و با ما جنگیدند.» سپس عمر بن سعد را صدا زد و گفت: «چه اتفاقی برایت افتاده است؟ خدا نسل تو را قطع کند! و عمل تو را شوم گرداند! و کسی را بر تو مسلط کند که تو را در رختخوابت سر ببرد، همانطور که رحم ما را پاره کردی و حرمت رسول خدا (ص) را در مورد من رعایت نکردی.» سپس فریادی زد و این آیه قرآن را خواند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحًا وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ» (سوره آل عمران، آیه ۳۳). علی بن حسین لشکر را محاصره کرد و گفت: «من علی بن حسین بن علی هستم، به خانه خدا سوگند! ما در خویشاوندی با پیامبر از شبث (بن ربیع) و شمر، این فرومایگان، برتری داریم. با شمشیر به شما خواهم زد تا خم شود، شمشیر یک جوان علوی هاشمی، من همچنان از پدرم دفاع خواهم کرد و به خدا سوگند! پسر حرامزاده بر ما تسلطی نخواهد داشت.» او بارها به دشمنان حمله کرد و بسیاری از آنها را از دم تیغ گذراند. (تسلیة المجالس) او آنقدر تعداد زیادی را کشت که لشکر شروع به گریه و زاری کردند. همچنین روایت شده است که با وجود تشنگی، صد و بیست نفر را کشت.
.
.
#هنرگرد #نقاشی #نقاشی_قهوه_خانه #حسن_اسماعیل_زاده #نقاشان_ایران #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا #محرم #ماه_محرم #حضرت_علی_اکبر
نبرد حضرت علی اکبر بن حسین (ع)
علی بن حسین از همه خوشسیماتر بود. سپس از پدرش اجازه نبرد خواست. امام (ع) به او اجازه داد و سپس با ناراحتی به او نگاه کرد، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود و گریه میکرد. (تسلیة المجالس) روایت شده است که او روی خود را به سمت آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! شاهد باش که این مردان، جوانی را که از نظر اخلاق و گفتار به پیامبر تو شبیهتر است، به سوی آنها میفرستند. هر زمان که میخواستیم چهره پیامبرت را ببینیم، به او نگاه میکردیم. خدایا! نعمتهای زمین را از آنها دریغ کن و بین آنها اختلاف بینداز و آنها را پراکنده کن. سیاست آنها را تحقیر کن و کاری نکن که مورد رضایت رؤسایشان قرار گیرند، زیرا آنها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، سپس به ما حمله کردند و با ما جنگیدند.» سپس عمر بن سعد را صدا زد و گفت: «چه اتفاقی برایت افتاده است؟ خدا نسل تو را قطع کند! و عمل تو را شوم گرداند! و کسی را بر تو مسلط کند که تو را در رختخوابت سر ببرد، همانطور که رحم ما را پاره کردی و حرمت رسول خدا (ص) را در مورد من رعایت نکردی.» سپس فریادی زد و این آیه قرآن را خواند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحًا وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ» (سوره آل عمران، آیه ۳۳). علی بن حسین لشکر را محاصره کرد و گفت: «من علی بن حسین بن علی هستم، به خانه خدا سوگند! ما در خویشاوندی با پیامبر از شبث (بن ربیع) و شمر، این فرومایگان، برتری داریم. با شمشیر به شما خواهم زد تا خم شود، شمشیر یک جوان علوی هاشمی، من همچنان از پدرم دفاع خواهم کرد و به خدا سوگند! پسر حرامزاده بر ما تسلطی نخواهد داشت.» او بارها به دشمنان حمله کرد و بسیاری از آنها را از دم تیغ گذراند. (تسلیة المجالس) او آنقدر تعداد زیادی را کشت که لشکر شروع به گریه و زاری کردند. همچنین روایت شده است که با وجود تشنگی، صد و بیست نفر را کشت.
.
.
#هنرگرد #نقاشی #نقاشی_قهوه_خانه #حسن_اسماعیل_زاده #نقاشان_ایران #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا #محرم #ماه_محرم #حضرت_علی_اکبر
- ۳.۱k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط