[حکایت بلبل]**بلبل شیدا در آمد مست مست،،وز کمال عشق نه نی
[حکایت بلبل]**بلبل شیدا در آمد مست مست،،وز کمال عشق نه نیست ونه هست**معنیی در هر هزار آواز داشت،،زیر هر معنی جهانی راز داشت**شد در اسرار معانی نعره زن،،کرد مرغان را زفان بند از سخن**گفت بر من ختم شد اسرار عشق،،،جمله شب می کنم تکرار عشق**نیست چون داوود یک افتاده کار،،تازبور عشق خوانم زار زار**زاری اندر نی ز گفتار من است،،زیر چنگ از ناله زار من است**گلستانها پر خروش از من بود،،در دل عشاق جوش از من بود**باز گویم هر زمان رازی دگر،،در دهم هر ساعت آوازی دگر**عشق چون برجان من زور آورد،،همچو دریا جان من شور آورد**هر که شور من بدید از دست شد،،گرچه بس هشیار آمد مست شد**چون نبینم محرمی سالی دراز،،،تن زنم با کس نگویم هیچ راز**چون کند معشوق من در نوبهار،،مشک بوی خویش بر عالم نثار**من بپردازم خوشی با او دلم،،حل کنم برطلعت او مشکلم**
- ۲.۶k
- ۲۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط