{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشب

بیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشب

نفس در سینه ام چون خار در پیراهن است امشب

ز جوش اشک می لرزد چو اهل حشر مژگانم

قیامت در مصیبت خانه چشم من است امشب

سر پیوند دارد با گسستن رشته جانم

جهان بر دیده من همچو چشم سوزن است امشب

همان چشمی که با خورشید می زد لاف همچشمی

تهی از نور بینش همچو چشم روزن است امشب

شب دوشین، تبسم های پنهانی که می کردی

نمک پاش جراحت های پنهان من است امشب

عجب دارم که پیوند حیاتم نگسلد از هم

که پیچ و تاب زلفش در رگ جان من است امشب

چه سازم در سلامت خانه تجرید نگریزم؟

مرا یک دانه و برق بلا صد خرمن است امشب

همان دستی که صائب دوش با او داشت در گردن

ز هجران با غم روی زمین در گردن است امشب
دیدگاه ها (۰)

گر ز حال دل خبر داری بگو ور نشانی مختصر داری بگومرگ را دانم ...

من آتش عشقم که جهان در اثرش سوختخورشید، شبی پیش من آمد، جگرش...

ای که هوای منی بی تو نفس ادعاستذکر کمالات تو تذکرﺓ الاولیا س...

مبنای استقامت ما انتظار شد

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

از فیض وصل فاطمه دلشاد شد علیخیزید و کف زنید داماد شد علیامر...

نه لیسا نه ترو خدااااا

🎥 مردم عراق: به دولت ۴۸ ساعت فرصت می‌دهیم تحریم هوایی ایران ...

همون لحظه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط