رابعه بلخی (خضداری)این شعر را که در واقع نوعی نفرین است
رابعه بلخی (خضداری)این شعر را که در واقع نوعی نفرین است خطاب به برادر که بخا طر عشق (بکتاش ) غلام برادرشازدستش
رنجها وستمهای بسیار کشید ودرنهایت بدستورش کشته شد سروده است ***
** دعوت من بر تو آن شد که ایزدت عاشق کناد// بر یکی سنگیندل نامهربان چون خویشتن//
تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی // چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من**********
*و این غزل نیز بدو منسوب شدهاست:
ز بس گل که در باغ مأوی گرفت چمن رنگ ارتنگ مانی گرفت
صبا نافهٔ مشک تبت نداشت . جهان بوی مشک از چه معنی گرفت
مگر چشم مجنون به ابر اندر است . که گل رنگ رخسار لیلی گرفت
به میماند اندر عقیقین قدح . سرشکی که در لاله مأوی گرفت
قدح گیر چندی و دنیی مگیر . کهبدبخت شد آنکه دنیی گرفت
سر نرگس تازه از زرّ و سیم . نشان سر تاج کسری گرفت
چو رهبان شد اندر لباس کبود
بنفشه مگر دین ترسی گرفت ...
روحش شاد...
رنجها وستمهای بسیار کشید ودرنهایت بدستورش کشته شد سروده است ***
** دعوت من بر تو آن شد که ایزدت عاشق کناد// بر یکی سنگیندل نامهربان چون خویشتن//
تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی // چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من**********
*و این غزل نیز بدو منسوب شدهاست:
ز بس گل که در باغ مأوی گرفت چمن رنگ ارتنگ مانی گرفت
صبا نافهٔ مشک تبت نداشت . جهان بوی مشک از چه معنی گرفت
مگر چشم مجنون به ابر اندر است . که گل رنگ رخسار لیلی گرفت
به میماند اندر عقیقین قدح . سرشکی که در لاله مأوی گرفت
قدح گیر چندی و دنیی مگیر . کهبدبخت شد آنکه دنیی گرفت
سر نرگس تازه از زرّ و سیم . نشان سر تاج کسری گرفت
چو رهبان شد اندر لباس کبود
بنفشه مگر دین ترسی گرفت ...
روحش شاد...
- ۱.۴k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط