پاییز آشناست...
پاییز آشناست...
مثل عزیزی که از سفر بازگشته،
مثل رفیقی که بعد از مدتها به دیدنت آمده، مثل بخار برخاسته از چای داغی که با لذت و اشتیاق مینوشی، مثل عطر خاک باران خورده، مثل طعم گس خرمالو در هوایی ابری، مثل بوی تند و گیرای نارنگی، مثل صدای باران در شبی سرد، مثل هیجان نخستین نگاه، نخستین لبخند، نخستین آغوش...
نرگس_صرافیان_طوفان
مثل عزیزی که از سفر بازگشته،
مثل رفیقی که بعد از مدتها به دیدنت آمده، مثل بخار برخاسته از چای داغی که با لذت و اشتیاق مینوشی، مثل عطر خاک باران خورده، مثل طعم گس خرمالو در هوایی ابری، مثل بوی تند و گیرای نارنگی، مثل صدای باران در شبی سرد، مثل هیجان نخستین نگاه، نخستین لبخند، نخستین آغوش...
نرگس_صرافیان_طوفان
- ۳۷۵
- ۰۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط