اهوی گریز پا
𝓪𝓱𝓸𝔂 𝓰𝓸𝓻𝓲𝔃 𝓹𝓪
ρꪖ𝕣𝕥_¹¹
....................
_ببخشید تو فکر بودم میتونم وارد اتاق شم
منشی لبخندی میزند
........: اره گلم برو داخل امیدوارم موفق باشی
لبخند گرمی میزند و به سمت اتاق میرود چشمانش را برای ارام کردن درون اشوبش میبندد و همزمان با باز کردن چشمانش دستان کوچکش را برای ضربه زدن به در بلند میکند و چند تقه به در میزند
.......:بفرمایید!
دستان لرزانش را روی دستگیره در میگذارد و اعتماد به نفسش را حفظ میکند و وارد اتاق میشود و در را پشت سرش میبندد و سرش را بالا میگیرد و با چشمان مردی که در اسانسور دیده بود مواجه میشود، خونسردی خودش را حفظ میکند و ارام و با تمانینه شروع به صبحت کردن میکند
_سلام، من برای مصاحبه کاری با منشیتون تماس گرفتم......
.......:خیل خب فهمیدم بفرمایید بشینید
دستانش را در هم قفل میکند و به دخترک نگاهی می اندازد در نظرش دخترک زیادی بچه است ان هم برای کار در شرکت بزرگ او اما اعتماد بنفسش او را زیادی خواستنی میکرد
با نشستن دخترک روی صندلی ابهتش را حفظ میکند و اخم کمرنگی میکند
..........:خب خودتون معرفی کنید و رزومه کاریتون رو به من بدید
بلند میشود و با دستانی لرزان رزومه کاری اش را روی میز میگذارد و دوباره سر جایش مینشیند با دستان بزرگ اما کشیده اش که چهار برابر دستان کوچک دخترک بود برگه را برمیدارد و نگاه دقیقی به ان برگه های اینده ساز می اندازد.....
ادامه دارد.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#کورد#رمان#roman#ahoi_goriz_pa#کوردستان#کورد#kordistan#xalki_kordistan#ولات#غیرت#عاشقانه#غمگین#موسیقی#اهنگ#سرگرمی#ادبی#kord#ویسگون#اکسپلور#ویدیو#فوریو#اکسپلور#تیک_تاک#برو_فوریو#دلنوشته#دلتنگی#یادگاری#اغوش#مخاطب_خاص#انگیزشی#فیلم#خارجی#فیلم_خارجی#ترکی#مود#وایرال#چالش#ترسناک#چوکور#گوردال
ρꪖ𝕣𝕥_¹¹
....................
_ببخشید تو فکر بودم میتونم وارد اتاق شم
منشی لبخندی میزند
........: اره گلم برو داخل امیدوارم موفق باشی
لبخند گرمی میزند و به سمت اتاق میرود چشمانش را برای ارام کردن درون اشوبش میبندد و همزمان با باز کردن چشمانش دستان کوچکش را برای ضربه زدن به در بلند میکند و چند تقه به در میزند
.......:بفرمایید!
دستان لرزانش را روی دستگیره در میگذارد و اعتماد به نفسش را حفظ میکند و وارد اتاق میشود و در را پشت سرش میبندد و سرش را بالا میگیرد و با چشمان مردی که در اسانسور دیده بود مواجه میشود، خونسردی خودش را حفظ میکند و ارام و با تمانینه شروع به صبحت کردن میکند
_سلام، من برای مصاحبه کاری با منشیتون تماس گرفتم......
.......:خیل خب فهمیدم بفرمایید بشینید
دستانش را در هم قفل میکند و به دخترک نگاهی می اندازد در نظرش دخترک زیادی بچه است ان هم برای کار در شرکت بزرگ او اما اعتماد بنفسش او را زیادی خواستنی میکرد
با نشستن دخترک روی صندلی ابهتش را حفظ میکند و اخم کمرنگی میکند
..........:خب خودتون معرفی کنید و رزومه کاریتون رو به من بدید
بلند میشود و با دستانی لرزان رزومه کاری اش را روی میز میگذارد و دوباره سر جایش مینشیند با دستان بزرگ اما کشیده اش که چهار برابر دستان کوچک دخترک بود برگه را برمیدارد و نگاه دقیقی به ان برگه های اینده ساز می اندازد.....
ادامه دارد.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#کورد#رمان#roman#ahoi_goriz_pa#کوردستان#کورد#kordistan#xalki_kordistan#ولات#غیرت#عاشقانه#غمگین#موسیقی#اهنگ#سرگرمی#ادبی#kord#ویسگون#اکسپلور#ویدیو#فوریو#اکسپلور#تیک_تاک#برو_فوریو#دلنوشته#دلتنگی#یادگاری#اغوش#مخاطب_خاص#انگیزشی#فیلم#خارجی#فیلم_خارجی#ترکی#مود#وایرال#چالش#ترسناک#چوکور#گوردال
- ۴.۷k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط