ریاکشن
سلاااام به نارگلای خودم امیدوارم که چطورتون عالییی باشه زی زی هستم اومدم با یه ریاکشن درخواستی از دکو وقتی که دوست پسرته توی خوابگاه چطوریه
بفرمایید چاییی ☕🫖
بزن بریم:
#همیشه حواسش بهته، مخصوصاً چون میدونه گاهی حواست پرت میشه و ممکنه به جایی بخوری.
یه بار داشتی با عجله از راهرو رد میشدی و نزدیک بود زمین بخوری که دکو سریع دستتو گرفت.
دکو: وایسا! خوبی؟!
تو: آره بابا، چیزی نشد 😂
دکو: ولی نزدیک بود بیفتی!
تو: خب گرفتی منو دیگه.
دکو چند ثانیه به دستت نگاه میکنه و آروم لبخند میزنه.
دکو: آره... گرفتمت.
---
#اگه کسی باهات بد حرف بزنه، دکو اول سعی میکنه کاملاً منطقی برخورد کنه.
دکو: فکر کنم بهتره باهاش محترمانهتر صحبت کنی.
اگه طرف ادامه بده، نگاه دکو جدی میشه.
دکو: گفتم باهاش درست صحبت کن.
و عجیب اینجاست که همون دکوی مهربون، یهو تبدیل میشه به کسی که هیچکس دوست نداره عصبانیش کنه. 😭
بعدش برمیگرده سمت تو
دکو: ناراحت شدی؟
تو: نه.
دکو: مطمئنی؟
تو: آره.
دکو: خوبه... چون نمیخوام کسی اذیتت کنه.
---
#دکو پیش تو خیلی بیشتر از بقیه میخنده.
حتی وسط تمرین، همین که چشمش بهت بیفته لبخندش خودکار میاد.
آیزاوا: میدوریا، تمرکز.
دکو: بله آیزاوا سنسه!
چند ثانیه بعد دوباره نگاهش میره سمت تو.
آیزاوا: ...
تو: 😂
دکو: ببخشید!
---
#وقتی باکوگو و دکو دارن با هم دعوا میکنن و تو میخوای بری جداشون کنی، دکو سریع دستتو میگیره.
دکو: نه، تو نیا!
تو: ولی شما دوتا دارین همدیگه رو میزنید!
دکو: میدونم! ولی ممکنه بهت آسیب برسه.
بعد خودش میره وسط و باکوگو رو عقب میکشه.
باکوگو: دکووووو!
دکو: کاتسوکی، الان وقتش نیست!
---
باکوگو یه بار به دکو میگه نفلهی.
تو: باکوگو درست حرف بزن. به نظر من دکو خیلی هم خوبه.
دکو: ...
دکو همونجا هنگ میکنه.
صورتش سرخ میشه و سریع سرشو برمیگردونه.
باکوگو: چرا قرمز شدی، دکو؟
دکو: ن... نشدم!
درحالیکه توی ذهنش فقط یه جمله تکرار میشه:
اون گفت من خوبم. 🥹💚
---
#بعد تمرین وقتی خسته میاد خوابگاه، دنبال تو میگرده و وقتی پیدات میکنه، کنارت میشینه و سرشو روی پاهات میذاره.
تو: خستهای؟
دکو: خیلی...
چشمهاشو میبنده و همونجا آروم میشه.
کامیناری: اوووووو، میدوریاااا!
دکو سرشو بلند میکنه.
دکو: چیه؟
کامیناری: هیچی!
دکو: پس بذارید بخوابم. 😐
---
#برات غذای مورد علاقهتو درست میکنه و وقتی بقیه میگن برای ما هم درست کن، خیلی جدی جواب میده:
دکو: این یکی مخصوص اونه. یه روز دیگه برای شما درست میکنم.
تو: دکو، تو خیلی شیرینی.
دکو: ...اوه.
دکو رسماً از شدت خجالت سرخ میشه. 😭
---
#وقتی مینتا زیادی نزدیکت میشه، دکو با یه لبخند مؤدبانه جلو میاد:
دکو: مینتا، لطفاً یکم فاصله بگیر.
مینتا: چرا؟
دکو: چون اون راحت نیست.
مینتا: ولی من فقط—
دکو: لطفاً.
مینتا: ...
مینتا: باشه. 😭
اوراراکا از اون طرف: دکو وقتی بخواد جدی باشه واقعاً جدی میشه...
---
#توی خوابگاه معمولاً کنارت میشینه و دستتو میگیره. براش مهم نیست بقیه بفهمن با همید، فقط خودش وقتی بقیه نگاه میکنن یکم خجالت میکشه.
کامیناری: بچههااا، این دوتا دوباره دست همو گرفتن!
دکو: خب... که چی؟
کامیناری: هیچی، هیچی! 😂
---
#شبها قبل خواب همیشه یه بوسهی کوتاه روی پیشونیت میزنه و بغلت میکنه.
دکو: شب بخیر.
تو: شب بخیر، دکو.
دکو: دوستت دارم.
تو: منم دوستت دارم.
و بعد با یه لبخند آروم میخوابه. 💚
#البته اگه چند روز برای مأموریت نباشی، دکو اصلاً اون آرامش همیشگی رو نداره.
اوراراکا: میدوریا، چرا اینقدر بیحالی؟
دکو: هیچی...
مکث میکنه.
دکو: فقط... دلم براش تنگ شده.
---
#انگیزشی و وقتی بعد تمرین میبینه خستهای، حتی اجازه نمیده اعتراض کنی.
دکو: بیا، کولت میکنم.
تو: نه بابا، خودم میام!
دکو: نه. امروز نوبت منه که مراقبت باشم.
تو رو کول میکنه و راه میفته سمت خوابگاه.
کامیناری از پشت سر: این دوتا دیگه رسماً یه زوج انیمهای کاملن! 😭
دکو: ک... کامیناری! بلند نگو! 💚
خب اینم از این امیدوارم خوشتون اومده باشه و خب تا پست های بعدی همینجوری شاد پر انرژی و خفن بمووونیییید
بفرمایید چاییی ☕🫖
بزن بریم:
#همیشه حواسش بهته، مخصوصاً چون میدونه گاهی حواست پرت میشه و ممکنه به جایی بخوری.
یه بار داشتی با عجله از راهرو رد میشدی و نزدیک بود زمین بخوری که دکو سریع دستتو گرفت.
دکو: وایسا! خوبی؟!
تو: آره بابا، چیزی نشد 😂
دکو: ولی نزدیک بود بیفتی!
تو: خب گرفتی منو دیگه.
دکو چند ثانیه به دستت نگاه میکنه و آروم لبخند میزنه.
دکو: آره... گرفتمت.
---
#اگه کسی باهات بد حرف بزنه، دکو اول سعی میکنه کاملاً منطقی برخورد کنه.
دکو: فکر کنم بهتره باهاش محترمانهتر صحبت کنی.
اگه طرف ادامه بده، نگاه دکو جدی میشه.
دکو: گفتم باهاش درست صحبت کن.
و عجیب اینجاست که همون دکوی مهربون، یهو تبدیل میشه به کسی که هیچکس دوست نداره عصبانیش کنه. 😭
بعدش برمیگرده سمت تو
دکو: ناراحت شدی؟
تو: نه.
دکو: مطمئنی؟
تو: آره.
دکو: خوبه... چون نمیخوام کسی اذیتت کنه.
---
#دکو پیش تو خیلی بیشتر از بقیه میخنده.
حتی وسط تمرین، همین که چشمش بهت بیفته لبخندش خودکار میاد.
آیزاوا: میدوریا، تمرکز.
دکو: بله آیزاوا سنسه!
چند ثانیه بعد دوباره نگاهش میره سمت تو.
آیزاوا: ...
تو: 😂
دکو: ببخشید!
---
#وقتی باکوگو و دکو دارن با هم دعوا میکنن و تو میخوای بری جداشون کنی، دکو سریع دستتو میگیره.
دکو: نه، تو نیا!
تو: ولی شما دوتا دارین همدیگه رو میزنید!
دکو: میدونم! ولی ممکنه بهت آسیب برسه.
بعد خودش میره وسط و باکوگو رو عقب میکشه.
باکوگو: دکووووو!
دکو: کاتسوکی، الان وقتش نیست!
---
باکوگو یه بار به دکو میگه نفلهی.
تو: باکوگو درست حرف بزن. به نظر من دکو خیلی هم خوبه.
دکو: ...
دکو همونجا هنگ میکنه.
صورتش سرخ میشه و سریع سرشو برمیگردونه.
باکوگو: چرا قرمز شدی، دکو؟
دکو: ن... نشدم!
درحالیکه توی ذهنش فقط یه جمله تکرار میشه:
اون گفت من خوبم. 🥹💚
---
#بعد تمرین وقتی خسته میاد خوابگاه، دنبال تو میگرده و وقتی پیدات میکنه، کنارت میشینه و سرشو روی پاهات میذاره.
تو: خستهای؟
دکو: خیلی...
چشمهاشو میبنده و همونجا آروم میشه.
کامیناری: اوووووو، میدوریاااا!
دکو سرشو بلند میکنه.
دکو: چیه؟
کامیناری: هیچی!
دکو: پس بذارید بخوابم. 😐
---
#برات غذای مورد علاقهتو درست میکنه و وقتی بقیه میگن برای ما هم درست کن، خیلی جدی جواب میده:
دکو: این یکی مخصوص اونه. یه روز دیگه برای شما درست میکنم.
تو: دکو، تو خیلی شیرینی.
دکو: ...اوه.
دکو رسماً از شدت خجالت سرخ میشه. 😭
---
#وقتی مینتا زیادی نزدیکت میشه، دکو با یه لبخند مؤدبانه جلو میاد:
دکو: مینتا، لطفاً یکم فاصله بگیر.
مینتا: چرا؟
دکو: چون اون راحت نیست.
مینتا: ولی من فقط—
دکو: لطفاً.
مینتا: ...
مینتا: باشه. 😭
اوراراکا از اون طرف: دکو وقتی بخواد جدی باشه واقعاً جدی میشه...
---
#توی خوابگاه معمولاً کنارت میشینه و دستتو میگیره. براش مهم نیست بقیه بفهمن با همید، فقط خودش وقتی بقیه نگاه میکنن یکم خجالت میکشه.
کامیناری: بچههااا، این دوتا دوباره دست همو گرفتن!
دکو: خب... که چی؟
کامیناری: هیچی، هیچی! 😂
---
#شبها قبل خواب همیشه یه بوسهی کوتاه روی پیشونیت میزنه و بغلت میکنه.
دکو: شب بخیر.
تو: شب بخیر، دکو.
دکو: دوستت دارم.
تو: منم دوستت دارم.
و بعد با یه لبخند آروم میخوابه. 💚
#البته اگه چند روز برای مأموریت نباشی، دکو اصلاً اون آرامش همیشگی رو نداره.
اوراراکا: میدوریا، چرا اینقدر بیحالی؟
دکو: هیچی...
مکث میکنه.
دکو: فقط... دلم براش تنگ شده.
---
#انگیزشی و وقتی بعد تمرین میبینه خستهای، حتی اجازه نمیده اعتراض کنی.
دکو: بیا، کولت میکنم.
تو: نه بابا، خودم میام!
دکو: نه. امروز نوبت منه که مراقبت باشم.
تو رو کول میکنه و راه میفته سمت خوابگاه.
کامیناری از پشت سر: این دوتا دیگه رسماً یه زوج انیمهای کاملن! 😭
دکو: ک... کامیناری! بلند نگو! 💚
خب اینم از این امیدوارم خوشتون اومده باشه و خب تا پست های بعدی همینجوری شاد پر انرژی و خفن بمووونیییید
- ۵۷.۲k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط