{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطرات_شهید

#خاطرات_شهید

ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ بیﻫﻮﺵ بودﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ هم ﺗﺮڪﺶ ﺗﻮی ﭘﺎم ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ و خونریزی داشت ؛ ﺣـﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ میﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ داخل
ماشین . هی ﺩﺳﺖ میﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺯﯾﺮ ﺑﺪﻥ بچه ﻫﺎ ، ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، می ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ...
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ میﮔﺮﻓﺖ می ڪﺸﯿﺪ ،
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ نمی ﺷﺪ ...
با غصّہ ﺯﻝ ﺯﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ که ﺯخمی ﺍﻓﺘﺎﻩ
ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺭﻭی ﺯﻣﯿﻦ ... ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺳﻮﺍﺭ ﺭﺩ می ﺷﺪﻧﺪ ﺩﻭﯾﺪ ﻃﺮﻓﺸﺎﻥ ...
ﮔﻔﺖ : «ﺑﺎﺑﺎ .....! ﻣﻦ ﯾﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ؛ نمیﺗﻮﻧﻢ ﺍینها ﺭﻭ ﺟﺎبہﺟﺎ ڪﻨﻢ . ﺍﻻﻥ میمیرند ؛ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺎﯾﻦ . »
ﭘﺸﺖ ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ یکی یکی ﺳﺮﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ می کرﺩ ، ﺩﺳﺖ می کشید ﺭﻭی ﺳﺮﻣﺎﻥ و میگفت : ﻧﮕﺎﻩ کن .... ﺻﺪﺍﻣﻮ میﺷﻨﻮی .....؟ ﻣﻨﻢ ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺮﺍﺯی .... میگفت و ﮔﺮیه می کﺮﺩ .....
#سردار_شهید_حاج_حسین_خرازی ❤ ️ #خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

"مدافعان حرم پول می گیریند؟""ﺑﺎ ﺳﻼ‌ﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ...ﭘﻮﻟﺸﻮ ﺩ...

ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﻥ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﺩﻭ ﻣﯿﮑﻨﻪ،ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮ...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

#ذکر_روز_یکشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شه...

رنگ آمیزی مزار شهدا گروه جهادی مکتب العباس ۱۳۳

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | کجایید...

📝 سطرهایی که فراموش نمی‌شوند🇮🇶 يَحيَى السِّنوارُ، رَئيسُ حَر...

دو رفیق آسمانی و راهی ماندگار… 🌹روایت زندگی، خاطرات، دست‌نوش...

🕊دستخط رهبر شهید انقلاب اسلامی در تجلیل از شهدای مقاومت💐#رهب...

انسان های خوب تمام نمی‌شوند، «شهید» می‌شوند..#شهیدمدافع‌حرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط