ماجراي روباه و زاغ اصفهاني :
ماجراي روباه و زاغ اصفهاني :
یه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشي چارباغ نیشِسه بود آ پنیرمیخورد
یه شاقال عینی روبا اومد آ بشِش گف:
انگار رَختا عیددا ورد كردِي یٌخده بوخون بينیم صداد چه جوريِس،
قِلاقه پنیرا زِد لابغلشا گف:
برو چوری چی!!!من خودم اِز تيرا طایفه قارقاریا مَچِد لُمبونم،تو اومِدِى کالا سری من بزارى؟؟؟دکی
یه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشي چارباغ نیشِسه بود آ پنیرمیخورد
یه شاقال عینی روبا اومد آ بشِش گف:
انگار رَختا عیددا ورد كردِي یٌخده بوخون بينیم صداد چه جوريِس،
قِلاقه پنیرا زِد لابغلشا گف:
برو چوری چی!!!من خودم اِز تيرا طایفه قارقاریا مَچِد لُمبونم،تو اومِدِى کالا سری من بزارى؟؟؟دکی
- ۱.۱k
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط