{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسلم بن عَوسجه اسدی

مسلم بن عَوسجه اسدی
شهدای کربلا
مسلم بن عَوسجه از شجاعان نامی روزگار بود. هنگامی که مسلم بن عقیل از طرف امام حسین علیه السلام به کوفه آمد، مسلم بن عوسجه در گرفتن بیعت از مردم و گردآوری کمک های مالی مردم وکیل مسلم بود. نقل می کنند در شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام فرمود: «من بیعت خود را از گردن شما برداشتم، از پیش من بروید»، او عرض کرد: «ای پسر پیامبر آیا دست از تو برداریم و برویم؟! نه به خدا سوگند من از خدمت تو دور نمی شوم. اگر در یاری تو کشته شوم و باز زنده ام کنند و دوباره بکشند و جسدم را آتش زنند هم چنان همین کار را می کنم و هرگز از تو جدا نمی شوم». پس از جنگ با دشمن وقتی بر زمین افتاد، حبیب بن مظاهر به او گفت: «اگر بعد از تو زنده بودم دوست داشتم وصیت می کردی تا آنچه می خواهی انجام دهم. ولی می دانم که من هم ساعتی بعد به تو ملحق خواهم شد». مسلم بن عوسجه گفت: «تنها وصیت من این است که تا جان در بدن داری دست از یاری حسین برنداری».
#ملت_حسین_به_رهبری_حسين
دیدگاه ها (۱)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :سالروز میلاد سید الکریم، حض...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

#حماسه_زنان_ایرانتفاوت معنادار بانوان کوفه و شیرزنان ایران د...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

🔴 علائم نزدیکی ظهور: موتور سواری و دوچرخه سواری زنان🌕 محمّد ...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

🍃ياعلىُّ ياعلىُّ ياعلىُّ💢چاره جویی با عقل💐امام حسین علیه‌الس...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط