–

قهوشُ خوردُ خیره شد به خیابون ، گفت این آدما رو میبینی ؟ هر روز از خونه میزنن بیرون ، خودشونو گم میکنن تو جمعیت که شاید درداشون دیده نشه
آدمایی که بهم سلام میگن بعدشم غیب میشن! بدون خدافظی ..
این کوچه، این خیابونارو میبینی ؟؟ هرروز ، هرشب یه مُرده میده، به یکی تجاوز میشه ، یکی از درد نَسخی میمیره!
این پنجره هارو میبینی ؟ هر شب توش یه جوون میمیره، هرشب صدایه ناله های دختری میاد که دلش نمیخواست پدرش بدنشو لمس کنه.. هرشب صدای هق هق های خورده یِ پسری میاد که نمی‌خواد کسی بفهمه داره گریه می‌کنه.. این خیابونا ، این آدما ، این پنجره ها، این کوچه ها خیلی عجیبن! خیلی.
_
#نویسنده‌ی‌مست
دیدگاه ها (۲۰)

اینو خیلی دوست دارم وایاستایلش اصلا وایوای کلا وای (به ساکیه...

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

عشقی حقیقی

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

My lovely neighbor part : ۶۸

فیک

پارت ۲۱ :

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط