ویو ا.ت
ویو ا.ت
نشسته بودیم که یونگی گفت
یونگی،: اممم همه آب جو میخورین؟
همه: اره
یونگی : اوکی پس من برم سفارش بدم
منم از جام پا شدم و به سمت wc رفتم تا ریمل بزنم رفتم دستی رو شونم حس کردم رو کردم سمتش دیدم یه مرده به سنش میخورد که ۴۰ تا ۵۰ سالش باشه و خواست بزور بوسم که دیدم یونا اومد و با کیفش مرده رو زد مرده رفت و شوگا هم اومده بود
شوگا با استرس به سمتم اومد و چکم کرد و گفت
یونگی : ا.ت سالمی کاریت که نکرد
ا.ت: ن.ن.نه
یونا: ( دیدم دست یونگی دور باسن ا.ت بود و یه نیشخند زدم و رو به ا.ت شدم و گفتم: ا.ت خوبی
ا.ت : اره مرسی از هر دوتاتون که اومدین( خجالت )
شوگا که تازه متوجه شد دستش کجا هست بر داشت و هل شد و گفت
یونگی : خواهش میکنم کاری که نکردم ( لبخند )
یونا: ( نیشخند )
ا.ت : ( لبخند)
ویو جیمین دیدم یونا و ا.ت و شوگا دیر کردن رفتم دیدم دارن میان راستش از رفتار های شوگا معلوم بود که عاشق ا.ت بود )
ویو وی
اینم از این پارتت
نشسته بودیم که یونگی گفت
یونگی،: اممم همه آب جو میخورین؟
همه: اره
یونگی : اوکی پس من برم سفارش بدم
منم از جام پا شدم و به سمت wc رفتم تا ریمل بزنم رفتم دستی رو شونم حس کردم رو کردم سمتش دیدم یه مرده به سنش میخورد که ۴۰ تا ۵۰ سالش باشه و خواست بزور بوسم که دیدم یونا اومد و با کیفش مرده رو زد مرده رفت و شوگا هم اومده بود
شوگا با استرس به سمتم اومد و چکم کرد و گفت
یونگی : ا.ت سالمی کاریت که نکرد
ا.ت: ن.ن.نه
یونا: ( دیدم دست یونگی دور باسن ا.ت بود و یه نیشخند زدم و رو به ا.ت شدم و گفتم: ا.ت خوبی
ا.ت : اره مرسی از هر دوتاتون که اومدین( خجالت )
شوگا که تازه متوجه شد دستش کجا هست بر داشت و هل شد و گفت
یونگی : خواهش میکنم کاری که نکردم ( لبخند )
یونا: ( نیشخند )
ا.ت : ( لبخند)
ویو جیمین دیدم یونا و ا.ت و شوگا دیر کردن رفتم دیدم دارن میان راستش از رفتار های شوگا معلوم بود که عاشق ا.ت بود )
ویو وی
اینم از این پارتت
۴.۴k
۱۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.