{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دوست که من دارم و آن یار که من دانم

آن دوست که من دارم و آن یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو می آرم... خود هیچ نمی مانم

با وصل نمی پیچم, وز هجر نمی نالم
حکم آنچه تو فرمایی... من بندۀ فرمانم

ای خوب تر از لیلی! بیم است که چون مجنون
عشق ِ تو بگرداند در کوه و بیابانم

در دام تو محبوسم در دست ِ تو مغلوبم
وز ذوق ِ تو مدهوشم در وصف تو حیرانم

بینی که چه گرم آتش در سوخته می گیرد
تو گرم تری زآتش... من سوخته تر زآنم

گویند مکن سعدی جان در سر ِ این سودا
گر جان برود شاید... من زنده به جانانم
دیدگاه ها (۲۹)

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

دستی ز غمت بر دل پایی ز پی ات در گل

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

با وَصـل نمی‌پیچــم وز هجــر نمی‌نالمحکم آن چه تــو فَرمایی ...

آن دوست که من دارم وآن یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

,,,آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور ...

اللهم عجل لولیک الفرج .. ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی.. مج...

ای روی دلارایت مجموعه زیباییمجموع چه غم دارد از من که پریشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط