(مسمط)فراق بر غزلی از حضرت حافظ
(مسمط)فراق بر غزلی از حضرت حافظ
شاعر علی نیکو(لاله)
مخمس بر غزلی از حضرت حافظ
قسم به ساحت عشق وقسم به جان فراق
که سوختم ز غم و درد بی امان فراق
قیامتی شده برپا در امتحان فراق
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
به دل هوای وصال وبه لب نوای قریب
شفای ناز نگاهش مرا شود چو نصیب
مریض روی نگاریم ودر امید طبیب
رفیق خیل خیالیم وهمرکیب شکیب
قرین محنت اندوه وهمقران فراق
بخند بر رخ من یا محول الاحوال
بریز شربت لعلت به جام وصل محال
بزن به برق نگاهت مرا به قصد قتال
...
شاعر علی نیکو(لاله)
مخمس بر غزلی از حضرت حافظ
قسم به ساحت عشق وقسم به جان فراق
که سوختم ز غم و درد بی امان فراق
قیامتی شده برپا در امتحان فراق
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
به دل هوای وصال وبه لب نوای قریب
شفای ناز نگاهش مرا شود چو نصیب
مریض روی نگاریم ودر امید طبیب
رفیق خیل خیالیم وهمرکیب شکیب
قرین محنت اندوه وهمقران فراق
بخند بر رخ من یا محول الاحوال
بریز شربت لعلت به جام وصل محال
بزن به برق نگاهت مرا به قصد قتال
...
- ۵.۱k
- ۰۹ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط