بی تو گذشت آن هیجانی که داشیم...

بی تو گذشت آن هیجانی که داشیم...
آن عشق پر شرار نهانی که داشتیم ...

روزی ما نبود ببینیم شاه را ...
ناکام ماند عمر جوانی که داشتیم ...

دارد به سمت قبر مرا میکشد کسی ...
طی شد بدون یار زمانی که داشتیم ...

حتی دعای عهد مرا با وفا نکرد ...
سمت گناه رفت توانی که داشتیم ...

از بس زبانمان به دعای تو لب نزد ...
لکنت گرفته بی تو زبانی که داشتیم ...

این گرگ نفس آمد مارا به خاک زد ...
با دوری از حضور شبانی که داشتیم ...

بی تو چقدر زندگی ما تباه شد ...
مرداب شد همین جریانی که داشتیم ...

با دوری از تو عمر به دردی نمیخورد ...
آجر شده است لقمه نانی که داشتیم ...


#یابن الحسن ببخش ...
#اللهم عجل لولیک الفرج ...
دیدگاه ها (۳)

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

💠 تنها حضور پسرعموی مهربانم که از کودکی همچون برادر بزرگترم ...

پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ اما او...

به زندگیت جزئیات قشنگ وشاد اضافه کن؛ خوشبختی یه چیز بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط