یواشکی رفته بود ثبت نام.

یواشکی رفته بود ثبت نام.
وقتی برای تحقیق آمده بودند، مادرش که فهمیده بود، خانه‌ی روبرویشان را نشان داده بود
و گفته بود آن همه #کبوتر را می‌بینید؟
برای پسر من است!
او اصلا آدم درست‌ و حسابی نیست؛ کفترباز است.
آنها هم قبولش نکردند!
وقتی فهمید، رفت بسیج و توضیح داد؛
ولی دیگر دیر شده بود.
ماند تا #اعزام بعدی...

#خاطرات_اولین_اعزام
#جبهه
#دفاع_مقدس
#بسیج #بسیجی #رزمندگان #فکر_نو #شهید #بسیجی
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

شهید سید حسن ولی بسیار به کبوتر و پرورش آنها علاقه داشت و به...

.شهیدی که سنگ مزارش سنگ حرم اباعبدالله (علیه السلام) است.وقت...

شهیدی که سنگ مزارش سنگ حرم #اباعبدالله (علیه السلام) است"وقت...

😭 اتفاقی عجیب برای این شهید عزیزشهید سیدحسن ولی یکی از شهدای...

پرسیدم ازش محمدزمان! چرا رفتی حوزه علمیه؟جواب داد؛یه روز میو...

سوال شهید مدافع حرم #محمدرضا_دهقان از مادرشمادر این شهید بزر...

.چاره ی بی آبیدر شرایطی که حداقل ها هم وجود نداشت؛ یعنی همان...

🌷 شهید مهدی خندان به سال 1341 در روستای «سبوبزرگ» از توابع ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط