{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم

دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم

همه اش کار خودت بود خریدار شدیم

خواب دیدیم که تو آمده ای اما حیف...

صبح شد با جگر سوخته بیدار شدیم

نظرت آمد و دیدیم گنه‌کاری رفت

نظرت رفت، وَ دیدیم گنهکار شدیم

ذرّه ای شانه‌ی ما بار غمت را نکشید

گرچه یک عمر فقط نوکر سربار شدیم

حیف از عمر گرانمایه که خرج تو نشد

شرمسار تو از این جمعه‌ی بسیار شدیم

ز علاج دگران درد بُوَد خوش ما را

نظر لطف تو دیدیم که بیمار شدیم

واقعاً جای سؤال است که از بهر ظهور

ما چه کردیم که اینگونه طلبکار شدیم؟!

لحظه لحظه به خدا جای شهیدان خالی است

حیف جامانده از آن قافله‌ی یار شدیم

آرزو هست ببینیم همین زودی ها...

زائر نیمه شب صحن علمدار شدیم
دیدگاه ها (۱)

دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیمهمه اش کار خودت بود خریدار ...

⛅️ ⛅️ ⛅️دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیمهمه اش کار خودت بود...

لحظه لحظهبه خدا ؛...جای #شهیدٰانخالی است !حِیف ؛جامانده از آ...

"💚🇮🇷"لحظه لحظهبه خدا ؛جای #شهیدٰانخالی است !حِیف ؛جامانده از...

﷽

💠 لحظه لحظهبه خدا ؛جای شهیدٰانخالی است !حِیف ؛جامانده از آنق...

عمری است که سربار توام یوسف زهرا تو یاری و من عار توام یوسف ...

#یامهدی ادرکنیمهدی جان عمری است که سربار توام یوسف زهراتو یا...

رخصت بده تا از داغ شقایق بنویسماز بغض گلوگیر دقایق بنویسممیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط