{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تــــو را

تــــو را
زن می خواهم
آن گونه که هستی..
از کیمیای زن چیزی نمی دانم
از سرچشمه ی حلاوتِ او
از این که غزال ماده چگونه غزال شد
از این که پرندگان چگونه نغمه سرایی آموختند...
تــو را چون زنانی می خواهم
در تابلوی های جاودانه..
چون دوشیزگانِ نقش شده بر سقف کلیساها
که تن در مهتاب می شویند...
تــو را زنانه می خواهم
تا درختان سبز شوند..
ابرهای پر باران به هم آیند..
باران فرو ریزد...
تــو را زنانه می خواهم
زیــرا
تمدن زنـانه است..
شعر زنـانه است..
ساقه ی گندم،
شیشه ی عطر،
حتی پاریس زنـانه است..
و بیروت
با تمامی زخمهایش،
زنـانه است...
تو را سوگند به آنان که می خواهند شعر بسرایند
زن بــاش...!
تو را سوگند به آنان که می خواهند خدا را بشناسند
زن بــاش...!
دیدگاه ها (۵)

تــــو را زن می خواهمآن گونه که هستی..از کیمیای زن چیزی نمی ...

تو را زن می خواهم آن گونه که هستی  از کیمیای زن چیزی نمی دان...

تو را زن می خواهم آن گونه که هستی  از کیمیای زن چیزی نمی دان...

تو را زن می خواهم آن گونه که هستی  از کیمیای زن چیزی نمی دان...

تو را زن می‌خواهم،آن‌گونه که هستیتو را چون زنانی می‌خواهمدر ...

تو را زن میخواهم، آنڪَونہ کہ هستیتو را چون زنانی می‌خواهمدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط