مافیای عاشق part۱۷
مافیای عاشق part17
کوک:بنده خدا نداد فق هشدار داد
هایون:هرچی توعم خیلی حرف میزنی ها
کوک:عععععععععع
هایون:صبحانتونو بخورید میخام خونرو تمیز کنم بدویید
کوک:جدیدا بعد غذا خابم میگیره الانم ک خیلی خوردم پس ینی بشدت خابم میاد
هایون:برو ولی از غذا خبری نی(لبخند مرموز)
کوک:لعنتی
سویون:مامانن اگ میخای کار کنیم نباید دستور بدی باید خودمون کمک کنیم
کوک:حالا اینجور کمک میدی؟
سویون:نه
هایون:یاااا من کی بت دستور دادم ک بار دومم باشه
سویون:هرچی هس بار اولت نی!
هایون:خیلی بدجنسی
کوک:ایگوووو این کوشولو به خودم رفتههه!!
هایون:چی؟(تعجب)
کوک: چی چی؟
هایون:هیچی ولش کن(متعجب)
سویون:مامان بابا کی میاد؟
هایون:بابا ماموریته دوروزه دیگ میاد
سویون:عموووو بیا بریم خوراکی بخریممم
کوک:اوکی ازونجاعم میبرمت بیرون تابت میدم دوستاتم میخای بگو بیان
هایون:(شوک)
سویون:چند تا
کوک:باندازه نفرات ماشین
سویون:ینی ۳ تا؟
کوک:ن بی سواد ۵ تا
سویون:نخی منوتو ک حساب نمیشیم
کوک:عووو اوکی
کوک:هایون..........هایون..زنده ای؟؟؟عی سویون مامانت داره میمیره
هایون:نه ولش کن
کوک:چیو؟
هایون:اوکی شما برید بیرون منم میرم پیش خاله
سویون:مامانننننننننن
هایون:هوم؟
کوک:خاله کیه؟
سویون:عموووو خاله میشه خاهر مامان
کوک:مگ تو خاهر داری(تعجبب)
هایون:همه میدونن بغیر تو
کوک:ینی چییی ینی حتی به عنوان دوس پسرتم به من نگفتییییی
هایون:یاااااااااا
سویون:ماما....عمو دوس پسر توعهههه
هایون:نه اونطور ک فکر میکنی.........
سویون:اخجوننننننن
کوک:ههنننن؟
و همانگونه ک میمون از درخت میره بالا سویون هم از کمر کوک رف بالا
ادامه پارت بعد
کوک:بنده خدا نداد فق هشدار داد
هایون:هرچی توعم خیلی حرف میزنی ها
کوک:عععععععععع
هایون:صبحانتونو بخورید میخام خونرو تمیز کنم بدویید
کوک:جدیدا بعد غذا خابم میگیره الانم ک خیلی خوردم پس ینی بشدت خابم میاد
هایون:برو ولی از غذا خبری نی(لبخند مرموز)
کوک:لعنتی
سویون:مامانن اگ میخای کار کنیم نباید دستور بدی باید خودمون کمک کنیم
کوک:حالا اینجور کمک میدی؟
سویون:نه
هایون:یاااا من کی بت دستور دادم ک بار دومم باشه
سویون:هرچی هس بار اولت نی!
هایون:خیلی بدجنسی
کوک:ایگوووو این کوشولو به خودم رفتههه!!
هایون:چی؟(تعجب)
کوک: چی چی؟
هایون:هیچی ولش کن(متعجب)
سویون:مامان بابا کی میاد؟
هایون:بابا ماموریته دوروزه دیگ میاد
سویون:عموووو بیا بریم خوراکی بخریممم
کوک:اوکی ازونجاعم میبرمت بیرون تابت میدم دوستاتم میخای بگو بیان
هایون:(شوک)
سویون:چند تا
کوک:باندازه نفرات ماشین
سویون:ینی ۳ تا؟
کوک:ن بی سواد ۵ تا
سویون:نخی منوتو ک حساب نمیشیم
کوک:عووو اوکی
کوک:هایون..........هایون..زنده ای؟؟؟عی سویون مامانت داره میمیره
هایون:نه ولش کن
کوک:چیو؟
هایون:اوکی شما برید بیرون منم میرم پیش خاله
سویون:مامانننننننننن
هایون:هوم؟
کوک:خاله کیه؟
سویون:عموووو خاله میشه خاهر مامان
کوک:مگ تو خاهر داری(تعجبب)
هایون:همه میدونن بغیر تو
کوک:ینی چییی ینی حتی به عنوان دوس پسرتم به من نگفتییییی
هایون:یاااااااااا
سویون:ماما....عمو دوس پسر توعهههه
هایون:نه اونطور ک فکر میکنی.........
سویون:اخجوننننننن
کوک:ههنننن؟
و همانگونه ک میمون از درخت میره بالا سویون هم از کمر کوک رف بالا
ادامه پارت بعد
۱۴.۲k
۲۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.