{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دیدم درون پارک ملّت

تو را دیدم درون پارک ملّت
نشستی در کنارم روی نیمکت
نه فنجانی، نه لیوانی، نه آبی
منو تو تشنه ی دیدار و صحبت
نه از غمها، نه از بیماری و تب
فقط یک گفتگوی خوب و مثبت
به ما ربطی ندارد وضع بیرون
ترافیک ست مسیر و راه همّت
و یا ویروس مرگ آور رسیده
چه بوده راز این ویروس و علّت
تصور کن پس از یک درد دوری
منو تو جسته ایم یک ذره فرصت
خودت می دانی اکنون من چه گویم
ندارد جُستن این لحظه قیمت
منو تو ساکت و لبها چه مشغول
صدای بوسه گوید از محبت
پریدم از فضای خواب نوشین
خدا لعنت کند بر زنگ ساعت!!
دیدگاه ها (۱۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط