سناریو ران پارت یک

نویسنده: ا/ت و ران حدود ۲ ساله که باهم داخل یه خونه زندگی میکنن

شروع

از دید ا/ت: یه شب خسته کننده دیگه دلم برای ران تنگ شده
یعنی کی میرسم خونه

نکته: ا/ت سر کار میره حالا هر شغلی که خودتون دوست داشته باشید خوشگلای عمه

از دید ا/ت: از اونجایی که میدونستم این چند روزه حال ران زیاد خوب نیست
تصمیم گرفتن براش یه کادو بخرم از سر راه
با ماشین به یه مغازه رفتم
ساعتای قشنگی داشت
یدونه براش خریدم و راه افتادم

نویسنده: ا/ت بعد از مدتی به خونه رسید در خونه رو که باز کرد بوی مشروب شدیدی به مشامش
خورد
صدای خنده از داخل حال میومد ران تنها نبود ! صدای خنده لطیف و نازک دیگه ای هم میمود

نویسنده: ا/ت از شدت تعجب خشکش زده بود
ساعتی که تو دستش بود رو انداخت و رفت داخل حال

صحنه که دید باعث شد نفش بند بیاد

درسته دوستی که ا/ت تازه باهاش اشنا شده بود با یه نیم تنه روی پا های ران نشسته و دستاشو دورش حلقه کرده بود
و ران داشت موهاشو کنار میزد و قربون صدقش میرفت
معلوم بود که ران بیش از حد مست کرده

ا/ت: چی....چی ران چیکار داری میکنی

ران: عه اومدی ....

ا/ت: تو..تو.تو اصلا میدونی کی رو پاهات نشسته

ران: معلومه تو

نویسنده: ا/ت از اینکه ران دوستشو یه خودش تشبیه کرده بود عصبی تر میشد

ا/ت: چه غلطی داری باهاش میکنی هااااا(با داد)

ران: خفشه شووو ازت خسته شدم حوصله سر بری

نویسنده: همین یه کلمه کافی بود تا ا/ت از هم بپاشه
شروع کرد به گریه کردن سوییچ ماشین رو برداشت و بدون هیچ حرفی خونه رو ترک کرد

ادامه دارد

پارت بعد ۱۰ لایک🩷🌷

فکر نمیکنم بفهمید میخوام جه بلایی سر این سناریو بیارم🤣
دیدگاه ها (۱۳)

سناریو خط قرمز پارت ۳

تک پارتی یوکیمیا

سناریو سانزو پارت ۱

سناریو بونتن پارت۸

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو سو پارت اخر

سناریو سائه پارت ۱

سناریو میتسویا پارت اخر

سناریو سو پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط