{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه بی تو بگویم که هرچه بادا باد

چگونه بی تو بگویم که هرچه بادا باد
که میکند غم عشق تو ریشه از بنیاد
چقدر سر به هوایی و سرکش و مغرور
به سرو تکیه زدم،قامتش فریبم داد
تو باد بودی و من برگ،دیر فهمیدم
هزاربرگ خزان میروند اگر برباد
انارکال درختان پناهشان شاخه ست
انار تا برسد شاخه میرود از یاد
همیشه میوه ی شیرین به خاک می افتد
مرا نچیدی و این میوه از دهان افتاد
چه بی ثمر به دل سنگ،تیشه میکوبم
عوض شده است زمانه،عوض شده فرهاد
میان عشق و اسارت هزار فرسنگ است
که هر که دل به کسی داد میشود آزاد

behnazak
دیدگاه ها (۳)

باید کمک کنی کمرم را شکسته اندبالم نمیدهند،سرم را شکسته اندن...

باز دیشب حالت من حالتی جانکاه بود....تا سحر سودای دل با ناله...

صبرکن عشق تو تفسیر شود،بعد برو....یا دل از ماندن تو سیرشود،ب...

باد بوی همه ی خاطره ها را آورد...حال این شاعر بی حوصله را جا...

چگونه بی تو بگویم که هرچه بادا بادکه میکند غم عشق تو ریشه از...

تاج ِ مویت دستباف از شهر ِ تبریز آمدهزرد و نارنجی، طلا رنگ و...

تاج ِ مویت دستباف از شهـر ِ تبریز آمدهزرد و نارنجی، طلا رنگ ...

تاجِ مویت دستباف از شهرِ تبریز آمدهزرد و نارنجی، طلا رنگ و د...

پانته‌آ صفایی

عاشق این شعرم . پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش . کامنت لطفا ♥♥♥...

پسرک:تو به من خندیدیو نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسا...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط