سناریو ایدل رویایی پارت اخر

مایکی: چی

ا/ت: گوش کن مایکی اگه قرار باشه اینجوری ادامه بدیم و تو منو حبس کنی منم هیچوقت عاشق نمیشم

نویسنده: مایکی جلوتر میاد و دستای ا/ت رو میگیره

مایکی: یعنی الان دوستم نداری(با یه نگاه ترسناک)

نویسنده: ا/ت میترسه و اب داهنشو قورت میده ولی با این حال باید خودشو از این وضع نجات میداد

ا/ت: تا وقتی اینجوری باشه نه! نه من دوست ندارم رئیس بونتن مایکی

نویسنده:مایکی از حرفای ا/ت متعجب میشه

مایکی: خیلی خوب مثال اینکه نمیتونم کاری کنم
ولی بزار باهات یه شرط بزارم برای اینکه دوباره بهت ازادیتو بدم

ا/ت: شرطت چیه

مایکی: باید باهام نامزد کنی و یک ماه بعدش باهم ازدواج کنیم و به همه علام کنی که داری نامزد میکنی

ا/ت: ولی.....این سخته

مایکی: اصلا سخت نیست من فقط میخوام همه بفهمن که نامزد داری کسی جرئت نکنه بهت نگاه کنه
تا وقتی هم من هستم داخل امنیت کاملی خوشبختت میکنم

نویسنده: ا/ت مردد بود ولی با این حال قبول کرد
و درجا نامزد کردن
ا/ت دوباره ازاد شده بود و میتونست بخونه و از این خوشحال بود
و به این اوضاع عادت کرد یک ماه بعد ا/ت مایکی ازدواج میکنن با اینکه زمان کوتاهی بود ولی ا/ت هم وابسته مایکی شده بود
و حالا در کنار هم دارن زندگی میکنن

پایان

خوب اینم از این سناریو بعدی چطوری باشه راجب کی باشه؟🩷🥹
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو میتسویا پارت اخر

سناریو بونتن پارت۸

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو کورو پارت یک

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

سناریو سو پارت اول

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو باچیرا پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط