گاهی دلم برای تو تنگ می شود...
گاهی دلم برای تو تنگ می شود...
اما نه عکس یادگاری داریم ،
نه آلبوم مشترکی،که آنرا نگاه کنم..
انگار همیشه جای تو در عکسهایم خالیست....
گاهی دلم برای تو تنگ می شود.
برای ترانه هایی که با هم ،
نخوانده ایم ...
برای دستت که دستانم را لمس نکرده است...
برای جیغ هایی که از شدت خوشحالی ،
وسط خیابان نکشیده ایم ...
حتی ...
برای آن پیرزنی که سرش را از پنجره بیرون نیاورده
و داد نزده که :
هیس مگر خواب و آسایش ندارید؟
گاهی دلم برای تو تنگ می شود...
این گاهی انگار بوی همیشه به خود گرفته است ...
اما نه عکس یادگاری داریم ،
نه آلبوم مشترکی،که آنرا نگاه کنم..
انگار همیشه جای تو در عکسهایم خالیست....
گاهی دلم برای تو تنگ می شود.
برای ترانه هایی که با هم ،
نخوانده ایم ...
برای دستت که دستانم را لمس نکرده است...
برای جیغ هایی که از شدت خوشحالی ،
وسط خیابان نکشیده ایم ...
حتی ...
برای آن پیرزنی که سرش را از پنجره بیرون نیاورده
و داد نزده که :
هیس مگر خواب و آسایش ندارید؟
گاهی دلم برای تو تنگ می شود...
این گاهی انگار بوی همیشه به خود گرفته است ...
- ۲.۰k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط