{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا کُند که ندانی چه با دلم کردی

خدا کُند که ندانی چه با دلم کردی
که گر شود، سرِ قبرم به شرم برگردی

چنان به آتشم از خود کشیده ای کز من
بجا نمانده در این روزگار، جُز گردی

بهارِ سینه یِ من را چه خوب خشکاندی
که مثلِ عصرِ خزان، مانده چهره یِ زردی

همیشه موجبِ دلگرمی ات شدم اما
چه در جواِب من آمد به غیرِ دلسردی

به هر طرف که پریدی نشد نصیب از تو
به غیر غُصّه و دلواپسی، رَه آوردی

چو برگِ خشک مرا، بَد به زیرِ پا بردی
بگو، کدام بلا، بر سرم نیاوردی؟

ولی سوایِ این همه، دوری چقدر دشوار است
نبوده زین همه، چون دوری از رُخَت دردی

بیا دوباره تو پیشم که سخت بی تابم
تو ای تجسّمِ بالفعلِ هرچه نامردی !

که همچنان بسُراید غزل ز چشمانت
در این کرانه یِ غم، شاعرِ جوانمردی
دیدگاه ها (۷)

اعصاب چیست؟چیزی است که هیچ کس نداردولی توقع دارندکه تو داشته...

صائب تبریزی میگه آرامش نتیجه اضطراب است🩷🩷🩷‌‌╔══ ●♡● 🍃 ೋ•══╗...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

زندگیم به خاطرش به پایان رسید

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

الان اینجایی که من هستم داره اولین بارون پاییز میباره.....ج...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط