{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مثل راز پاییزی,ومن رنگ زمستانم

تو مثل راز پاییزی,ومن رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد سوگند به شب نمی دانم
تو فکر خواب گل هایی که یک شب باد ویران کرد
ومن خواب تو را می بینم لبخند پنهانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
ومن مرغی,که از عشقت فقط,بی تاب و حیرانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد
که تو یک شب بگوی دوستم داری تو می دانم ...



#خاص
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط