{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(3)

(3)
در اینجا بود که ناگهان شخصی ناشناس ، ولی بسیار با هیبت ، نزدیک شد و زنجیر طلا را به گردن نادر انداخت و او را به طرف قبر امیر المؤمنین علی علیه السلام کشانید. وقتی نادر شاه به کنار قبر مطهر رسید، تاجی را که از پادشاه هند گرفته بود و بسیار قیمتی بود، روی قبر مطهر نهاد و عرض کرد: ( شاه تویی و من یکی از بندگان تو هستم ، بلکه من سگ درب خانه تو می باشم. ) سپس در نجف اشرف ماند و دستور داد گنبد حضرت را که کاشی بود طلا کردند و بعد هم به کربلا و زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف شد و چون حوادث عاشورا و صحنه های دلخراش کربلا و مصائب جانسوز حضرت اباعبدالله حسین را برایش گفتند متاءثر شده و بشدت گریست.
دیدگاه ها (۱)

(4) در این میان ، از علمدار کربلا، حضرت ابوالفضل الع...

در این اثنا، ناگهان صدای فریادی همه را متوجه خود کرد. دیدند ...

(2) چندی بعد نادر به طرف عراق حرکت کرد. چون به محدود...

نادر شاه و کرامت قمر بنی هاشم علیه السلام(1) نا...

.⭕️ ما به امام صادق (علیه‌السلام) خیلی بدهکاریم...امروز ۱۷ ر...

(6 نادر شاه بسیار متاءثر ثشد و گفت: ( من تا شب همسرت را ...

تصاویر زیبای حرم

بخونيدخيلي جالبه ✅ نادرشاه وزیری شیعه به نام «میرزا مهدی» دا...

شاه عبدالعظیم حسنی فرمود: به حضرت جواد علیه السلام عرض کردم ...

#فرازی_از_تاریخ ...در روز ۸ شوال چه اتفاقی افتاد ⁉ ️ سالروز ...

📚 📚 📚 ویرانی قبور ائمه ی بقیع علیهم السلامدر این روز در سال ...

8 شوّال1 ـ ویرانی قبور ائمه ی بقیع علیهم السلامدر این روز در...

#فرازی_از_تاریخ 📢📢📢...در روز ۸ شوال چه اتفاقی افتاد ⁉️📇 سالر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط