خیلی وقت است که از رفتنت میگذرد،

خیلی وقت است که از رفتنت میگذرد،
و من هنوز پا به کوچه و خیابان نگذاشته‌ام!!
حقیقتا میترسم،
و تمام ترسم این است،
اگر‌ روزی تو را با عشقت و دستانی گره خورده، در زیر باران قدم زنان دیدم،
چه کنم؟!!!
اشک غم بریزم برای این که رفته‌ای؟!!
اشک شوق برای این که به عشقت رسیده‌ای؟!!
و یا اینکه چگونه خودم را تمام کنم... #پژمان_نصیریان
دیدگاه ها (۱)

( last minute )

💢مردم ایران باید گرسنه باشند!#تلاش دشمنان این ملت برای فشار ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

چند پارتی بازی ممنوع

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

دارالذکر نبض تپنده و سیاسیترین نقطه ایران

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط