#دژاوو

#دژاوو
p3
_تو اینجا چیکار میکنی ؟ خودت خونه نداری ؟ اومدی تو خونه من بهم دستور هم میدی ..
=من اسکل و بگو که اومدم مراقب تو باشم .
_تو برو فعلا مراقب سونگمین جونت باش نمیخواد از من مراقبت کنی .
بنگ چان پوکر فیس به هان نگاه کرد و رفت روی کاناپه .

  لینو از کارش پشیمون شده بود . سه هفته از کات کردنشون گذشته . از صبح تا شب فقط عکسای هان و نگاه میکرد . شب با کلی قرص خواب آور و دارو میخوابید و صبح هم با گریه از خواب بیدار میشد . بنگ چان هر روز به لینو پیام میداد و میگفت هان حالش خوب نیست . هر روز خودشو با آبجو سیر میکنه . شبا نمیخوابه ‌. کلی قرص استفاده میکنه . لینو میدونست اگه همینطوری پیش بره هم خودش میمیره هم هان . میخواست بره و با هان حرف بزنه و بگه که پشیمونه . اما نمیتونست حتا بهش فکر کنه . اون این همه مدت هان و اذیت کرده . حالا هم میخواد چجوری تو چشمای هان نگاه کنه ؟
اما میدونست که میتونه سرنوشت و تغییر بده . پس رفت سمت خونه هان . هان هم مثل همیشه نشسته بود و آبجو میخورد . با صدای آیفون از جاش بلند شد . لینو عه ! داره درست میبینه؟ در و باز کرد و همونجا وایستاد که لینو از پله ها اومد بالا و با هان چشم تو چشم شد .
+هان ...
یه دفعه لینو شروع کرد ب گریه کردن
+من نمیدونم این چه کاری بود که کردم .. میدونم هیچوقت منو نمیبخشی و حق هم داری . ولی من فکر کردم بدون من زندگی بهتری داشته باشی
هان رفت سمت لینو و بغلش کرد
_این چه کاریه که کردی..
+ببخشید هان . من حتا خودم و هیچوقت نمیبخشم .
_عوضی چرا فکر کردی بدون تو زندگی بهتری دارم؟
بعد از دقایقی به خودشون اومدن . لینو اشکاش و پاک کرد و وارد خونه شد . بوی آبجو همه جا رو پر کرده بود . روی میز ها پر شده بود از انواع قرص های خواب اور و سردرد . محیط خونه جوری بود که باعث شد لینو دوباره گریه کنه . هان از دست لینو عصبانی بود اما خیلی اهمیت نداد و جوری رفتار کرد که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده .
چند روز گذشت . روز تولد لینو بود . هان برای تولدش یه میز تو کافه رزرو کرده بود . روز تولد لینو شد ‌. هان به دلایل مسخره ای لینو رو راضی کرد که به کافه بیاد . هان روبه روی پنجره نشسته بود که دید لینو رسید . خودشو جمع و جور کرد . لینو هان و دید که پشت پنجره نشسته و داره براش دست تکون میده . لینو هم برای هان دست تکون داد که همه چی با صدای بوق ماشین تغییر کرد . روی زمین پر از خون شده بود ...
ا#لینو #هان #میسونگ
#سناریو.فیک#کیپاپ #استری‌.کیدز
دیدگاه ها (۰)

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

خون و عشق 🩸❤️پارت دهمهان با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد....

تک پارتیوقتی بهشون میگیم دیگه دوست ندارم ولی دروغ گفتیم بعدش...

پارت ۲/اخر«چان؟!»چان وسط اتاق ایستاده بود.موهایش خیس بود.حول...

وقتی....( درخواستی)

وقتی میخواد بره سربازی part 1

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_13فصل هفتم | عک...

#سناریووقتی روز تولدته و اونا چطوری بهت تبریک میگن و کادو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط