{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

تاکجا بايد بدنبالت چنين نالان دوم؟

تا کجا اين عشق نافرجام را با خود برم؟

دل همانا از درون از هجرتت صد پاره شد

جسم بي شالوده ام از غربتت بيچاره شد

ناخداي کشتي ام در آبهاي بي قرار

درد بي تو زنده ماندن در دلم شد ماندگار

بي تو دنيا بر سرم آوار گشت و ناگهان

دفن گشتم در ميان ناله هايم در نهان

خوب ميدانم که بي تو مقصدم ويرانه هاست

منزل و مقصودم اندر خانه بي قوله هاست

پس بيا تا جان بگيرد قلب سرد مرده ام

فيض جاويدان بگيرد صورت افسرده ام
دیدگاه ها (۶۵)

"شعر از خودم"دستهايت برگهاي سبز جسمم را ربودحال ميگريي به حا...

"دلنوشته از خودم"باز امشب غزلی کنج دلم زندانی استآسمان شب بی...

"شعر از خودم"چشماي خمارو خسته يه دل خونو شكستهلباي خشك و تكي...

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط