دوقلو های افسانه ای
پارت اول. مقدمه:ماه کم کم رنگ قرمز به خود گرفت آسمان تاریک شد الا و آلبرت گریه می کردن پدر و مادرشون غرق خون بودن، اونا هم رو بغل کرده بودن اون غریبه نزدیک تر اومد چوب دستی رو به سمت اونا گرفت یه لحظه دنیا براشون تاریک شد•••••. نظرتون چیه بقیش رو بزارم؟هرچند خیلی کوتاه بود ولی اگه نظرتون رو بگید جزعیات رو بیشتر میکنم🙃
- ۱۸۲
- ۱۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط