{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام.روی سخنم با کسانی است که به راحتی به دیگران دشنام و

سلام.روی سخنم با کسانی است که به راحتی به دیگران دشنام و نسبت ناروا میدهند.داستان زیر را بخوانید...یاحق...یاعلی
او به نام «رفیق امام صادق »معروف شده بود،ولی در آن روز که مثل همیشه با یکدیگر بودند و با هم داخل بازار کفشدوزها شدند آیا کسی گمان می کرد که پیش از آنکه آنها از بازار بیرون بیایند رشته دوستی شان برای همیشه بریده شود؟!
در آن روز او مانند همیشه همراه امام بود و با هم داخل بازار کفشدوزها شدند.غلام سیاه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حرکت می کرد.در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه کرد،غلام را ندید.بعد از چند قدم دیگر دو مرتبه سر را به عقب برگرداند،باز هم غلام را ندید.سومین بار به پشت سر نگاه کرد،هنوز هم از غلام-که سرگرم تماشای اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود-خبری نبود.برای مرتبه چهارم که سر خود را به عقب برگرداند غلام را دید،با خشم به وی گفت:
«مادر فلان!کجا بودی؟»تا این جمله از دهانش خارج شد،امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند!292 کرد و محکم به پیشانی خویش زد و فرمود:
«سبحان الله!به مادرش دشنام می دهی؟!به مادرش نسبت کار ناروا می دهی؟!من خیال می کردم تو مردی با تقوا و پرهیزگاری.معلومم شد در تو ورع و تقوایی وجود ندارد.»
-یابن رسول الله!این غلام اصلا سندی است و مادرش هم از اهل سند است.خودت می دانی که آنها مسلمان نیستند.مادر این غلام یک زن مسلمان نبوده که من به او تهمت نا روا زده باشم.
-مادرش کافر بوده که بوده.هر قومی سنتی و قانونی در امر ازدواج دارند.وقتی طبق همان سنت و قانون رفتار کنند عملشان زنا نیست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمی شوند.
امام بعد از این بیان به او فرمود:«دیگر از من دور شو.»
بعد از آن،دیگر کسی ندید که امام صادق با او راه برود،تا مرگ بین آنها جدایی کامل انداخت
دیدگاه ها (۹)

سلام.ولادت مولا بر همه عاشقان مبارک.

سلام.این عکس بالا را چند روز پیش دوستان گذاشته بودند خطاب به...

سلام....داستانی از کرامات حسنعلی نخودکی....راستی هرکس مشهد م...

سلام.چهارده توصیه از عارف بزرگ شیخ نخودکی...یاحق...یاعلی اول...

حدیث اخلاقی و تربیتی از امام صادق علیه السلام

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :این شعار را دیگران به م...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

پارت ۲۳ | پشت درجونکوک با شنیدن صدای خودش از پشت در، برای چن...

آقای پزشکیان؛ اگر ارز کم‌ داریم چرا باید واردات خودرو ۶۰% اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط