yahya_p
۷۴
پسند
ترس و محبت
و یک روز شبلی چوبی در دست داشت و هر دو سر آتش در گرفته گفتند چه خواهی کرد گفت: میروم تا بیک سر این دوزخ را بسوزم و بیک سر بهشت راتا خلق را پرواء خدا پدید آید.
دانلود
۳.۴k
۰۲ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (
۱
)
درود دوباره😃☝️خوب امروز تولدمه 🤓میدونم برای کسی مهم نیست ول...
از عشق چاره نیست وصالِ تو نوبتی است مردن برای عشقِ...
💠خوشرویی و لبخند🔰 حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند:«اَلبِش...
مزدوران داخلی ترامپ برای کشاندن قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار ،خو...
ورق بزنید.....
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِموسی و هارون(ع) با دلی ...
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِوقتی ساحران دیدند حقیقت...
💥 با اقامهکنندگان فساد نباید مدارا کرد. باید با لانههای فس...
السلام علیک یابن رسول الله ص
🎥 اظهارات طوفانی قیس قریشی: آینده ایران را آن بازویی حفظ می...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین