#عروسک_من

#عروسک_من


قسمت چهارم


–خب بچه ها حضور غیاب کردیم و شما میدونید من معلم ورزش تون هستم


نویسنده:شرمنده اقای جئون این بچه ها از کجا بدونن شما معلم ورزش شون هستین



–نویسنده باز که اومدی برو به کارت برس وقت منم نگیر (چوصی)


نویشنده:چشم اقای جئون امر دیگه ی ندارین من رفتم



ویو مغز لیسا


چرا کوک شده معلم ورزش ما

ولش کن. که با صدای کوک از مغز ش اومد بیرون


–خب بچه ها لباس های ورزش تون بپوشید بیاید بیرون



همگی چشم استاد


﷼لیسا این همون برادر ناتنی ت



+اره خودش


﷼اهان ولش کن بدو بریم لباس ورزشی بپوشیم


بچه ها لباس ورزشی شون پوشیدن رفتن حیاط



–خب بچه ها بیاین دخترها ۲۰ بار بدو ان

پسر ها هم والیبال بازی کنن


همگی چشم استاد


–خب شروع کنید


﷼هوف لیسا خسته شدم


﷼استاد ۲۰ تا زیاد نیست


–نه جنی تازه کم هست



+جنی تازه ۱۵ تا دوییدم


بعداز یک دقیقه زنگ خورد


﷼اخجون زنگ خورد
دیدگاه ها (۰)

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت ۳ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ادامه ی حرف استاد : گروه ها ۶ نف...

استاد من ۱

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

سناریو در خواستیییی چیفویو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط