چرا به خیابان میآییم فاید این همه تجمع چه بود ?
صبح نهم اسفند ۱۴۰۴ و قبل از آغاز جنگ تحمیلی سوم، خبر مهمی منتشر شد که در گیر و دار اخبار دهشتناک آن روز سیاه، کلاً دیده نشد.
عنوان خبر این بود: «افشاگری وزیر خارجه عمان از جزئیات مهم مذاکرات ایران و آمریکا».
متن خبر را میتوانید اینجا بخوانید.
طبق گفتههای بدر البوسعیدی (وزیر خارجه عمان) در همان زمان، توافقات اولیه انجام شده بود که اورانیوم غنیسازی شده رقیق شود، غنیسازی دیگر صورت نگیرد و همۀ بازرسان -حتی بازرسان آمریکایی- بیایند و هر چه میخواهند فضولی کنند (استقرار بازرسان، ظرف حداکثر ۳ ماه انجام شود).
بوسعیدی در پاسخ به این سوال که آیا ایران بر سر موشکهایش هم مذاکره میکند، جواب داد: "ایران برای مذاکره بر سر همه چیز آماده است!"
در واقع او جواب را خیلی گستردهتر از موشک بالستیک کرد، همه چیز! از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، روی میز مذاکره!
یعنی هیچ خط قرمزی برای این مذاکرات وجود نداشت؛ همه چیز، یعنی همه چیز!
جماعت بدیم بره، کل هست و نیست ایران را روی میز مذاکره گذاشتند تا آمریکا آنرا به تاراج ببرد. این یعنی عاشقان مذاکره از قبل از جنگ رمضان، تسلیم بودند!
پس چه شد که آمریکا حمله کرد؟ مگر همین را نمیخواست؟
بر سر راه این تسلیم خفتبار، یک مانع محکم و جدی وجود داشت: امام سید علی حسینی خامنهای!
این مانع، صبح روز نهم اسفند با قساوت از سر راه برداشته شد.
اما با همۀ اینها، ماجرا باز هم گره خورد. چرا؟
چون مردم تا به امروز مخالف تسلیم بودند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آنرا ضمانت کردید.» (از پیام نخست امام سیدمجتبی خامنهای).
روزهای بعد از پذیرش آتشبس از خودم میپرسیدم که دیگر چرا به خیابان میآییم؟
مدام به خودم میگفتم جماعت مذاکرهپرست به رغم حضور مردم در تجمعات شهرها، بهرغم این همه فریاد در مخالفت با آتشبس، آخر کار خود را کردند و صلح تحمیلی دیگری را به ما تحمیل کردند، پس فایدۀ این همه تجمع چه بود؟ به امر امام خامنهای میرفتم، اما علت رفتن، و ثمر این بودن در خیابان برایم مبهم بود... اکنون دیگر ابهامی ندارم:
در واقع مذاکرهپرستان، تسلیمطلبان و کودتاچیان -که البته نه دستگیر شدند و نه پروندۀ قضایی برایشان تشکیل شد- تسلیم شدند، ولی آمریکا تسلیمشان را نپذیرفت، چون مردم تسلیم نشدهاند! مردم با تسلیم مخالفند! و این مخالفت را هر شب در خیابانهای سراسر کشور جار میزنند و به تصویر میکشند!
مردم!
سنگر خیابان را ترک نکنیم!
این امر اماممان را محکم و استوار اطاعت کنیم!
اگر ما ناامید شویم و دست از خیابان و نمایش حضورمان برداریم، آخرین سنگر مقاومت در برابر شیطان بزرگ، فرو خواهد ریخت!
روزهای آینده، روزهای سختتری بر مردم مبعوث خواهد بود، چرا که کودتاچیان و تسلیمطلبان، هر چه بتوانند بر معیشت و زندگی مردم فشار میآورند تا خیابان خالی شود و آخرین سنگر فرو بریزد....
از خداوند متعال میخواهم طاقت مقاومت در برابر این آخرین خدعهها را هم به ما مردم عطا بفرماید!
آمین!
#بعثت_مردم!
#نه_به_مذاکره
عنوان خبر این بود: «افشاگری وزیر خارجه عمان از جزئیات مهم مذاکرات ایران و آمریکا».
متن خبر را میتوانید اینجا بخوانید.
طبق گفتههای بدر البوسعیدی (وزیر خارجه عمان) در همان زمان، توافقات اولیه انجام شده بود که اورانیوم غنیسازی شده رقیق شود، غنیسازی دیگر صورت نگیرد و همۀ بازرسان -حتی بازرسان آمریکایی- بیایند و هر چه میخواهند فضولی کنند (استقرار بازرسان، ظرف حداکثر ۳ ماه انجام شود).
بوسعیدی در پاسخ به این سوال که آیا ایران بر سر موشکهایش هم مذاکره میکند، جواب داد: "ایران برای مذاکره بر سر همه چیز آماده است!"
در واقع او جواب را خیلی گستردهتر از موشک بالستیک کرد، همه چیز! از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، روی میز مذاکره!
یعنی هیچ خط قرمزی برای این مذاکرات وجود نداشت؛ همه چیز، یعنی همه چیز!
جماعت بدیم بره، کل هست و نیست ایران را روی میز مذاکره گذاشتند تا آمریکا آنرا به تاراج ببرد. این یعنی عاشقان مذاکره از قبل از جنگ رمضان، تسلیم بودند!
پس چه شد که آمریکا حمله کرد؟ مگر همین را نمیخواست؟
بر سر راه این تسلیم خفتبار، یک مانع محکم و جدی وجود داشت: امام سید علی حسینی خامنهای!
این مانع، صبح روز نهم اسفند با قساوت از سر راه برداشته شد.
اما با همۀ اینها، ماجرا باز هم گره خورد. چرا؟
چون مردم تا به امروز مخالف تسلیم بودند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آنرا ضمانت کردید.» (از پیام نخست امام سیدمجتبی خامنهای).
روزهای بعد از پذیرش آتشبس از خودم میپرسیدم که دیگر چرا به خیابان میآییم؟
مدام به خودم میگفتم جماعت مذاکرهپرست به رغم حضور مردم در تجمعات شهرها، بهرغم این همه فریاد در مخالفت با آتشبس، آخر کار خود را کردند و صلح تحمیلی دیگری را به ما تحمیل کردند، پس فایدۀ این همه تجمع چه بود؟ به امر امام خامنهای میرفتم، اما علت رفتن، و ثمر این بودن در خیابان برایم مبهم بود... اکنون دیگر ابهامی ندارم:
در واقع مذاکرهپرستان، تسلیمطلبان و کودتاچیان -که البته نه دستگیر شدند و نه پروندۀ قضایی برایشان تشکیل شد- تسلیم شدند، ولی آمریکا تسلیمشان را نپذیرفت، چون مردم تسلیم نشدهاند! مردم با تسلیم مخالفند! و این مخالفت را هر شب در خیابانهای سراسر کشور جار میزنند و به تصویر میکشند!
مردم!
سنگر خیابان را ترک نکنیم!
این امر اماممان را محکم و استوار اطاعت کنیم!
اگر ما ناامید شویم و دست از خیابان و نمایش حضورمان برداریم، آخرین سنگر مقاومت در برابر شیطان بزرگ، فرو خواهد ریخت!
روزهای آینده، روزهای سختتری بر مردم مبعوث خواهد بود، چرا که کودتاچیان و تسلیمطلبان، هر چه بتوانند بر معیشت و زندگی مردم فشار میآورند تا خیابان خالی شود و آخرین سنگر فرو بریزد....
از خداوند متعال میخواهم طاقت مقاومت در برابر این آخرین خدعهها را هم به ما مردم عطا بفرماید!
آمین!
#بعثت_مردم!
#نه_به_مذاکره
- ۱.۳k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط