{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواستم ببوسمت ، ایمان نمی گذاشت

میخواستم ببوسمت ، ایمان نمی گذاشت
ترس از فرشته های نگهبان نمی گذاشت

می خواستم بغل کنمت تنگ و تنگ تر
اما لهیب شعله ی سوزان نمی گذاشت

باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر
اعجاز توی طرز نگاتان نمی گذاشت

یا سیب گونه های تورا کال میکشید
یا در دهانم اینهمه دندان نمی گذاشت

مثل نمازهای قضایی شدم که تو
میخواستی بخوانی و ... شیطان نمی گذاشت

میخواستم ببوسم و میخواستی ،اگر
تردید توی دامن انسان نمیگذاشت
دیدگاه ها (۳)

خانه بـه خانه، دَر بـه دَر، دَر پـی تـو دویده امشانه به شانه...

سال نو چون کتابی نا نوشته است قلم در دست توست وفرصتی است که ...

بیا که موی تو را بر نسیم بُگذارمکه درد و غصه و غم را ، عقیم ...

زندگی...

میخواستم ببوسمت ، ایمان نمی گذاشتترس از فرشته های نگهبان نمی...

میخواستم ببوسمت، ايمان نمی گذاشتترس از فرشته های نگهبان نمی ...

Naresideh_B_Daryaروبیکا فالوم کنید لطفا

میخواستم ببوسمت، ایمان نمی‌گذاشتترس از فرشته‌های نگهبان نمی‌...

‌میخواستم ببوسمت ، ايمان نمی‌گذاشتترس از فرشته‌های نگهبان نم...

میخواستم ببوسمت ، ايمان نمی گذاشتترس از فرشته های نگهبان نمی...

‌میخواستم ببوسمت ، ايمان نمی‌گذاشتترس از فرشته‌های نگهبان نم...

پارت³⁶(جیمین)دو روزی میگذشت که به سئول برگشته بودم وضعیت به ...

فن فیک خاطرات گناهکار " پارت ۲۶ "

♦️‌تویی که فکر می‌کنی ایران هیچ پیشرفتی نکرده، ایرانِ ما دوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط