{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم

گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر

هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت

وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم

بوسم تو را با هر نفس ، ای بخت دور از دسترس

وربانگ برداری که بس ! غمگین تماشایت کنم

تا کهکشان ، تا بی نشان ، بازو به بازویت دهم

با همزمانی ، همدلی ، جان را هم آوایت کنم

ای عطر و نور توامان یک دم اگر یابم امان

در شعری از رنگین کمان با نوی رویایت کنم

بانوی رویاهای من ، خورشید دنیاهای من

امید فرداهای من ، تا کی تمنایت کنم ؟
دیدگاه ها (۲۱)

کوچه ای را بود نامش معرفت. مردمانش با مرام از هر جهت/ سیل آم...

دیشب از بام جنون دیوانه ای افتاد و مرد پیش چشم شمع ها پروانه...

راز عشق شقایق...شقایق گفت  با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارما...

دل من خستگیات خیلی زیاده می دونمدل من تنهاییات پر از سوال می...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

.عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ا...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

تقدیم به روناک عزیزم😘💖 @ronakeftekhariعمری به هر کوی و گذر گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط