پارت ۲
(رومی×
لنا=
لایلا#)
(نامجون@
جین&
یونگی÷
جیهوپ♤
جیمین*
تهیونگ♧)
+هوف چه شانسی دارم
_از خداتم باشه جوجه فکلی
+من جوجه فکلی نیستم
_عه ولی هم ازمن کوچسکتری هم قدت کلا یه متره
+من یه متر رومیییییی
×بله
+این منو اذیت میکنه
@جونکوک بسه اذیتش نکن
_منکه کاریش ندارم
&کوک بسه ۲ساعت کرم نریز جا نداریم
ببین تهیونگ رو پای من نشسته
♧جونکوک من دارم اینجا جر میخورم بعد تو داری غر نیزنی
_هوف باشه
ات دلشت کتاب میخوند حونکوک قهوه میخورید یدفعه خودشو اینور اونور کرد و قهوه ریخت رو کتاب ات
+چیکار میکنی کتابم
_وای ببخشید حواسم نبود😏
+لایلا میشه بیام جای تو
#اینجا جا نیست باید بری رو پای یونگی
+یونگی🥺
÷هوف مظلوم نشو بیا
+مرسی یونگی
ات رفت رو پای یونگی تو بغلش با یونگی کتاب خوندن و جونکوک درحال حسودی
_وای خدا من چرا داره حسودیم میشه نکنه ... نه من و عاشقی نه بابا نه فقط حسودیم شده اههههه
جونکوک نتونست تحمل کنه اومد ات و بغل کرد بردش پیش خودش
+هوشههه چیکار میکنی
_همینجا بشین
نامجون تو گوش جین گفت
@دیدی حسودیش شد
&آره فکر کنم عاشق شده برای همین اذیتش میکنه
♧ای کثافت ولی ات خیلی ازش کوچیکتره
@حالا یکاریش میکنیم
*هیونگ هیونگ جونکوک داره از حسودی میترکه
÷آره نتونست تحمل کنه
_چی پچ پچ میکنید شما
@هیچی
=رومی ات عاشقه جونکوکه نگاه کن لپاش قرمز شده
×آره دیدی کوک چقدر حسودیش شد ولیچرا ات اذیت میکنه
#شاید میخواد خودشو قانع کنه که عاشقش نیست
×شاید
ادامه پارت بعد.....
لنا=
لایلا#)
(نامجون@
جین&
یونگی÷
جیهوپ♤
جیمین*
تهیونگ♧)
+هوف چه شانسی دارم
_از خداتم باشه جوجه فکلی
+من جوجه فکلی نیستم
_عه ولی هم ازمن کوچسکتری هم قدت کلا یه متره
+من یه متر رومیییییی
×بله
+این منو اذیت میکنه
@جونکوک بسه اذیتش نکن
_منکه کاریش ندارم
&کوک بسه ۲ساعت کرم نریز جا نداریم
ببین تهیونگ رو پای من نشسته
♧جونکوک من دارم اینجا جر میخورم بعد تو داری غر نیزنی
_هوف باشه
ات دلشت کتاب میخوند حونکوک قهوه میخورید یدفعه خودشو اینور اونور کرد و قهوه ریخت رو کتاب ات
+چیکار میکنی کتابم
_وای ببخشید حواسم نبود😏
+لایلا میشه بیام جای تو
#اینجا جا نیست باید بری رو پای یونگی
+یونگی🥺
÷هوف مظلوم نشو بیا
+مرسی یونگی
ات رفت رو پای یونگی تو بغلش با یونگی کتاب خوندن و جونکوک درحال حسودی
_وای خدا من چرا داره حسودیم میشه نکنه ... نه من و عاشقی نه بابا نه فقط حسودیم شده اههههه
جونکوک نتونست تحمل کنه اومد ات و بغل کرد بردش پیش خودش
+هوشههه چیکار میکنی
_همینجا بشین
نامجون تو گوش جین گفت
@دیدی حسودیش شد
&آره فکر کنم عاشق شده برای همین اذیتش میکنه
♧ای کثافت ولی ات خیلی ازش کوچیکتره
@حالا یکاریش میکنیم
*هیونگ هیونگ جونکوک داره از حسودی میترکه
÷آره نتونست تحمل کنه
_چی پچ پچ میکنید شما
@هیچی
=رومی ات عاشقه جونکوکه نگاه کن لپاش قرمز شده
×آره دیدی کوک چقدر حسودیش شد ولیچرا ات اذیت میکنه
#شاید میخواد خودشو قانع کنه که عاشقش نیست
×شاید
ادامه پارت بعد.....
- ۱۷.۳k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط