زنگ صدا
زنگ صدا
رنگ چشمان من از زنگ صدات میلرزد
٫..٫٫/..٫./٫٫٫
دستم از نعره ی آن چون و چرات میلرزد
چون که سنگین شده هر گام تو بر شیشه ی دل
از شکستن و ز سردی هوات میلرزد
من گلی بودمو حالا گل اشک صحرام
چون با من شده ای سرد به جات میلرزم
کاغذی بود دلم ای که مچاله کردی
با قلم های شکسته با دوات میلرزم
باز پاییز شدی تا دل برگ سبزم
زیر پا باشد و گویی ز جفات میلرزی؟
رعد در سوز صدایم زده برق چشمات
کاش باران بزند وقت حیات میلرزی؟
٫..٫٫/..٫٫./٫٫
فاطمه گودرزی
Golgaz
رنگ چشمان من از زنگ صدات میلرزد
٫..٫٫/..٫./٫٫٫
دستم از نعره ی آن چون و چرات میلرزد
چون که سنگین شده هر گام تو بر شیشه ی دل
از شکستن و ز سردی هوات میلرزد
من گلی بودمو حالا گل اشک صحرام
چون با من شده ای سرد به جات میلرزم
کاغذی بود دلم ای که مچاله کردی
با قلم های شکسته با دوات میلرزم
باز پاییز شدی تا دل برگ سبزم
زیر پا باشد و گویی ز جفات میلرزی؟
رعد در سوز صدایم زده برق چشمات
کاش باران بزند وقت حیات میلرزی؟
٫..٫٫/..٫٫./٫٫
فاطمه گودرزی
Golgaz
- ۱.۴k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط