{مشاهیرکورد_۱}
{مشاهیرکورد_۱}
غلامرضا ارکوازی همراه با شعر بسیار زیبای باوه یال:
همچون بیشتر شعرای قدیمی و نامی ایلام زمان دقیق تولد غلامرضا بر ما معلوم نیست اما در اسناد مکتوب موجود است که در سال 1219 هجری قمری حسن خان والی طی حکمی او را مورد نوازش بسیار قرار داده ، اگر فرض کنیم که غلامرضا در این اوان سی یا سی وپنج ساله بوده باید او متولد بین سال های 1189 و 1184 هجری قمری باشد یعنی چیزی در حدود230 یا 225 سال پیش
زادگاه شاعر » سرچفته « است . سرچفته جزء منطقه ای است که » بان ویزه « خوانده می شود و امروزه در گوشه ای از آن روستایی به همین نام وجود دارد زادگاه شاعر را که در شمال غربی استان و در حاشیه مرز ایران و عراق قراردارد ، کوههایی چون باوَیال ، سَرویشَه ، هانی سَونز و بَلَوان احاطه کرده است که شاعر از آنها نام برده است.
در زبان و ادبیات فارسی حرف "ی " در کلمه ارکوازی یای نسبت است و به این ترتیب ارکوازی یعنی اهل ارکواز . و با همین استدلال عده ای گمان برده اند که غلامرضا اهل منطقه ی ارکواز ملکشاهی است در حالیکه این مطلب به هیچ وجه صحیح نیست غلامرضا با این که اهل ایل ارکوازی است اما زادگاه او ارکواز نیست ایل ارکوازی تیره های گوناگونی دارد و او از تیره ی می سم است
این ایل یکی از ایل های کُرد استان ایلام است که در گستره ی بخش » چَوار« پراکنده اند و به دامداری و کشاورزی مشغولند و عده ای نیز در مرکز بخش چوار و شهر ایلام زندگی شهرنشینی را برگزیده اند.
بر پایه ی اظهارات کهنسالان منطقه و همچنین بعضی از اعقاب او ، و نیز برطبق پاره ای قرائن و شواهد ، شاعر در محیطی عشایری در خانواده ای نسبتاً مرفه و باسواد پرورش یافته است. پدرش حسن بگ ، ملا و اهل خط و کتاب بوده است. احتمالاً شاعر آموزش های اولیه را نظیر خط و سواد و قرائت قرآن و پاره ای مواد درسی معمول آن عصر را در نزد پدر و دیگر ملاهای زادگاه خود آموخته است.
او در جنب زندگی عادی و طبیعی خود به آموختن علوم نیز توجه داشته است و مابقی اوقات رابه فراگیری مهارت هایی چون سواری و تیراندازی و شکار و جنگاوری و انجام امور مربوط به زندگی ایلی و عشیره ای می پرداخته که در آن زمان و مکان ناگزیر از آموختن آنها بوده است.
شاعر به شهرهایی چون نجف و کربلا که کانون جهان تشیع و دارنده ی مدارس بزرگ علمیه بوده اند ، سفرها کرده و در محضر اساتید به تلمذ و تعلم پرداخته است و قاعدتاً باید چنین باشد تا اطلاعات گسترده ی شاعر و احاطه اش برقرآن و حدیث و کلام و معارف دینی ومذهبی توجیه گردد.
غلامرضاخان ارکوازی با دختری که به احتمال فراوان دختر عموی او بوده ، ازدواج کرده که حاصل آن حداقل دو فرزند پسر به نام های محمدرضا و احمد خان معروف به » کَلوَلای « بوده است. از ازدواج های احتمالی و فرزندان دیگر او خبری در دست نیست.احمد خان همان است که در عنفوان جوانی بر فراز کوه » باویال « ظاهراً بر اثر مارگزیدگی درمی گذرد .مرگ او به شدت شاعر را متأثر می کند وخاطره درد پرورش را برمی انگیزد . حاصل این انگیزش ، شعر والا و برجسته ی» باویال « است .
احتمالأ احمد خان آدم محبوبی بوده است زیرا مردم منطقه به خونخواهی او کوه باوه یال را به آتش میزنند تا آن مار که احمد را نیش زده در آتش بسوزد
مضامین اشعار وی دارای فلسفه، حکمت، نجوم، جهانشناسی و خداشناسی است.و مطابق با این مضامین باید او را اهل سیر و سلوک و عرفان بدانیم شاهد این مدعا مناجات نامه ی غلامرضاست که سرشار از مفاهیم عرفانی است
. بر اساس مطالب موجود، غلامرضاخان ارکوازی سالها پیش از سرایش مناجاتنامه چند سالی به ریاست ایل خود مشغول بوده و با دستگاه والی زمان خود ارتباط نزدیکی داشته زیرا والی آن زمان یعنی حسنخان ابوقداره در سرنوشت وی نقش داشتهاست. پس از مدتی دوستی شاعر با والی آن زمان سرانجام به دلیل ظلم حسنخان والی، شاعر با او به دشمنی برمیخیزد و حسنخان، غلامرضا خان را به زندان میاندازد و او را به غل و زنجیر مقید میکند. این آزارها مطابق اشعاری که شاعر در مناجاتنامهی خود بیان میکند به دست یکی از عوامل والی به نام شهباز که سرهنگسالار بوده صورت گرفتهاست. شاعر خود به کرات شکایت میکند که او را به سختی شکنجه کردهاند و حتی این شکنجهها به حدی بوده که شاعر این ایام را به ناله و زاری سپری کرده، چنان که مردم از ناله او به تنگ میآمدند. یکی از انگیزههای اختلاف خان با شاعر به احتمال قوی پیگیری سیاست سرکوبی و استیصال طوایف ایلام بوده زیرا حسنخان پس از آنکه به دنبال انتقامکشی از اهالی لرستان به نوعی مطرود میشود مقر حکومت خود را به پشتکوه ایلام منتقل میکند و در همان سالهای نخست جهت سرکوبی هرگونه مقاومت و مخالفت احتمالی به استیصال طوایف عمده و قدیمی ایلام میپردازد.
غلامرضا ارکوازی همراه با شعر بسیار زیبای باوه یال:
همچون بیشتر شعرای قدیمی و نامی ایلام زمان دقیق تولد غلامرضا بر ما معلوم نیست اما در اسناد مکتوب موجود است که در سال 1219 هجری قمری حسن خان والی طی حکمی او را مورد نوازش بسیار قرار داده ، اگر فرض کنیم که غلامرضا در این اوان سی یا سی وپنج ساله بوده باید او متولد بین سال های 1189 و 1184 هجری قمری باشد یعنی چیزی در حدود230 یا 225 سال پیش
زادگاه شاعر » سرچفته « است . سرچفته جزء منطقه ای است که » بان ویزه « خوانده می شود و امروزه در گوشه ای از آن روستایی به همین نام وجود دارد زادگاه شاعر را که در شمال غربی استان و در حاشیه مرز ایران و عراق قراردارد ، کوههایی چون باوَیال ، سَرویشَه ، هانی سَونز و بَلَوان احاطه کرده است که شاعر از آنها نام برده است.
در زبان و ادبیات فارسی حرف "ی " در کلمه ارکوازی یای نسبت است و به این ترتیب ارکوازی یعنی اهل ارکواز . و با همین استدلال عده ای گمان برده اند که غلامرضا اهل منطقه ی ارکواز ملکشاهی است در حالیکه این مطلب به هیچ وجه صحیح نیست غلامرضا با این که اهل ایل ارکوازی است اما زادگاه او ارکواز نیست ایل ارکوازی تیره های گوناگونی دارد و او از تیره ی می سم است
این ایل یکی از ایل های کُرد استان ایلام است که در گستره ی بخش » چَوار« پراکنده اند و به دامداری و کشاورزی مشغولند و عده ای نیز در مرکز بخش چوار و شهر ایلام زندگی شهرنشینی را برگزیده اند.
بر پایه ی اظهارات کهنسالان منطقه و همچنین بعضی از اعقاب او ، و نیز برطبق پاره ای قرائن و شواهد ، شاعر در محیطی عشایری در خانواده ای نسبتاً مرفه و باسواد پرورش یافته است. پدرش حسن بگ ، ملا و اهل خط و کتاب بوده است. احتمالاً شاعر آموزش های اولیه را نظیر خط و سواد و قرائت قرآن و پاره ای مواد درسی معمول آن عصر را در نزد پدر و دیگر ملاهای زادگاه خود آموخته است.
او در جنب زندگی عادی و طبیعی خود به آموختن علوم نیز توجه داشته است و مابقی اوقات رابه فراگیری مهارت هایی چون سواری و تیراندازی و شکار و جنگاوری و انجام امور مربوط به زندگی ایلی و عشیره ای می پرداخته که در آن زمان و مکان ناگزیر از آموختن آنها بوده است.
شاعر به شهرهایی چون نجف و کربلا که کانون جهان تشیع و دارنده ی مدارس بزرگ علمیه بوده اند ، سفرها کرده و در محضر اساتید به تلمذ و تعلم پرداخته است و قاعدتاً باید چنین باشد تا اطلاعات گسترده ی شاعر و احاطه اش برقرآن و حدیث و کلام و معارف دینی ومذهبی توجیه گردد.
غلامرضاخان ارکوازی با دختری که به احتمال فراوان دختر عموی او بوده ، ازدواج کرده که حاصل آن حداقل دو فرزند پسر به نام های محمدرضا و احمد خان معروف به » کَلوَلای « بوده است. از ازدواج های احتمالی و فرزندان دیگر او خبری در دست نیست.احمد خان همان است که در عنفوان جوانی بر فراز کوه » باویال « ظاهراً بر اثر مارگزیدگی درمی گذرد .مرگ او به شدت شاعر را متأثر می کند وخاطره درد پرورش را برمی انگیزد . حاصل این انگیزش ، شعر والا و برجسته ی» باویال « است .
احتمالأ احمد خان آدم محبوبی بوده است زیرا مردم منطقه به خونخواهی او کوه باوه یال را به آتش میزنند تا آن مار که احمد را نیش زده در آتش بسوزد
مضامین اشعار وی دارای فلسفه، حکمت، نجوم، جهانشناسی و خداشناسی است.و مطابق با این مضامین باید او را اهل سیر و سلوک و عرفان بدانیم شاهد این مدعا مناجات نامه ی غلامرضاست که سرشار از مفاهیم عرفانی است
. بر اساس مطالب موجود، غلامرضاخان ارکوازی سالها پیش از سرایش مناجاتنامه چند سالی به ریاست ایل خود مشغول بوده و با دستگاه والی زمان خود ارتباط نزدیکی داشته زیرا والی آن زمان یعنی حسنخان ابوقداره در سرنوشت وی نقش داشتهاست. پس از مدتی دوستی شاعر با والی آن زمان سرانجام به دلیل ظلم حسنخان والی، شاعر با او به دشمنی برمیخیزد و حسنخان، غلامرضا خان را به زندان میاندازد و او را به غل و زنجیر مقید میکند. این آزارها مطابق اشعاری که شاعر در مناجاتنامهی خود بیان میکند به دست یکی از عوامل والی به نام شهباز که سرهنگسالار بوده صورت گرفتهاست. شاعر خود به کرات شکایت میکند که او را به سختی شکنجه کردهاند و حتی این شکنجهها به حدی بوده که شاعر این ایام را به ناله و زاری سپری کرده، چنان که مردم از ناله او به تنگ میآمدند. یکی از انگیزههای اختلاف خان با شاعر به احتمال قوی پیگیری سیاست سرکوبی و استیصال طوایف ایلام بوده زیرا حسنخان پس از آنکه به دنبال انتقامکشی از اهالی لرستان به نوعی مطرود میشود مقر حکومت خود را به پشتکوه ایلام منتقل میکند و در همان سالهای نخست جهت سرکوبی هرگونه مقاومت و مخالفت احتمالی به استیصال طوایف عمده و قدیمی ایلام میپردازد.
- ۵.۷k
- ۰۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط