داستان کوتاه

داستان کوتاه
"از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای؟
پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است،
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:
راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت: تو اشتباه می‌کنی!
زیرا کسی نمی‌تواند چنین لذتی را ببرد،
مگر آنکه درونش مانند من با کاه پُر شده باشد!"

داستان هاى كوتاه _ جبران خليل جبران
دیدگاه ها (۲۳)

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟ پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاس...

تیکه کتاب

از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشد...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط